خاطرات

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

گفتاوردها[ویرایش]

  • «خاطرات در زیرِ پوشش روزگار دراز می‌کشند، مانند اخگر زیر خاکستر، تا دستی بجنبد یا گذرِ بادی، خاکسترها را پراکنده کند...»
  • خاطرات چه شیرین و چه تلخ، همیشه منبعِ عذاب هستند. امّا حتّی این عذاب هم شیرین است. وقت‌هایی که دل آدم پُر است، بیمار است، در رنج است، و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازه‌اش می‌کنند، انگار که یک قطرهٔ شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت می‌افتد و گل بیچارهٔ پژمرده را که آفتاب تند بعد از ظهر تفته‌اش کرده شاداب می‌کند.
  • ... هر قدر هم زندگی به شما سخت بگیرد یک روز می‌آید که فقط خاطره‌ها برایتان مانده‌است.
  • من اصولاً خیلی آدم خاطره‌بازی نیستم. دلیلش هم این است که خدا را شاکر هستم. حتی زمانی که زندگی سخت می‌شود و سخت می‌گذرد، باز هم سعی می‌کنم خوشحال باشم و در لحظه زندگی کنم. گذشته برای من خیلی معنایی ندارد و مرور کردن آن حس تازه‌ای به من نمی‌بخشد. به همین دلیل خیلی کاری با نوستالژی ندارم.
    • فرهاد آئیش، ۱۲ مارس ۲۰۱۶/ ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، مصاحبه با هفته‌نامهٔ «سلامت»[۲]

منابع[ویرایش]

  1. «گفت و گویی خواندنی با محمدعلی کشاورز، پدرسالار دوست داشتنی» (مصاحبه). باشگاه خبرنگاران جوان، ۳ اسفند ۱۳۹۵–۲۱ فوریه ۲۰۱۷. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ مارس ۲۰۲۲. 
  2. محبوبه ریاستی. «و این راز خوشبختی ماست» (مصاحبه). SALAMAT.IR، ۲۲ اسفند ۱۳۹۴–۱۲ مارس ۲۰۱۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۳ مارس ۲۰۲۲.