خواجه حسین معروف به ثنایی نیشابوری،از شاعران ایرانی اهلِ نیشابور بوده است.
| شاعران در جهان دو طایفه اند | |
نبک و بد ایشان ز حدّ شرح به دَر |
| نیک ایشان،به از فرشته بُوَد | |
بد ایشان،ز دیو و سگ کمتر |
| شوقم نوید عشق گلی از فغان دهد | |
این اضطراب دل ز محبّت نشان دهد |
| در لحظه ای که وعده ی وصلی شود خلاف | |
مشتاق راز روز قیامت نشان دهد |
| ماییم و درد عشق که بی درد فارغ است | |
از لذّتی که درد محبت به جان دهد |
| اصحاب را به لذت درمان برابر است | |
دردی که یادِ هم دمیِ دوستان دهد |
| جان ها فدای رند سخاپیشه ای که او | |
صدجان به ذوق نیم نگاهی بتان دهد |
| آسمان قدر ثنایی بنده است | |
بود غم خاطر شادت برفت |
| وعده وش مذکور دل بودت چرا | |
چون عطا کردی چرا یادف برفت |
| آزار گرت به درّ شهوار رسید | |
کِی از ستم چرخ ستمکار رسید |
| بشکست ترا و از تنگی جاه | |
ناچار به ساکنانش آزار رسید |
| ای شیوه ی خبرت بلاانگیزی | |
چون غمزه خوش آیند ز خون ریزی |
| الماس وشی گر که به خاطر گذرد | |
در دل بخلد خیالش از بس تیزی |
- امین اخمد رازی ،هفت اقلیم
- دایره المعرف نیشابور
- نیشابور شهر قلمدان های مرصع از فریدون گرایلی