جواد نوربخش

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

جواد نوربخش لقب‌گرفته به نورعلی‌شاه (۱۰ دسامبر ۱۹۲۶، کرمان - ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸، بنبری آکسفوردشر) صوفی نعمت‌اللهی، خادم مونس علی‌شاه و قطب سلسلهٔ نعمت‌اللهی پس از درگذشت او، پزشک، روان‌پزشک، نیکوکار، استاد دانشگاه، شاعر و مؤلف ایرانی بود.[۱]

جواد نوربخش.jpg

گفتاوردها[ویرایش]

طغیان
سیر سلوک حالت سر جوشی آورد       بحر فنا سکوت و فراموشی آورد
در جمع اهل حال خموشی بود مقال       آن بزم کثرت است که در گوشی آورد
جامی زدیم و مست فتادیم تا ابد       کو باده‌ای که این همه مدهوشی آورد؟
نبود عجیب که خویشتن از یاد برده‌ایم       آری! خیال دوست، فراموشی آورد
بود از ازل نصیب که بنشسته‌ام مدام       پای خمی که عادت می‌نوشی آورد
رؤیای عشق، روی حقیقت عیان کند       گر خواب عقل خفتنِ خرگوشی آورد
گر نوربخش این غزل از روی شوق گفت       سیر سلو، حالت سر جوشی آورد[۱]
آشنای خدا
با خدا هر که آشنا باشد       فارغ از یاد ما سویٰ باشد
هر که بیمار او شود، داند       درد او را خدا دوا باشد
خودپرستی، خداپرستی نیست       این حقیقت عیان خدا باشد
قطره خود را ندید دریا شد       این بقا بود، آن فنا باشد
اختلافی میان رندان نیست       هر که شد رند، با صفا باشد
نوربخش تمام خلق یکی‌ست       آینه گر هزارها باشد[۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. دوازدهم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۵۱۰. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.