پرش به محتوا

باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی

از ویکی‌گفتاورد

باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی (۲۳ اوت ۱۹۳۶، نجف – ۱۹ اوت ۲۰۰۷، تهران)، معمار، بازسازندهٔ یادمان‌های تاریخی، استاد دانشگاه و مؤلف ایرانی بود.

گفتاوردها

[ویرایش]
  • «ایران در طول تاریخ پیوند عجیبی با عراق داشت؛ از زمان هخامنشیان که بابل را گرفتند و بابل یکی از پایتخت‌های هخامنشیان شد و در دوره پارت‌ها هم که تیسفون پایتخت بود. از نظر علمی و سیاسی ما همیشه با عراق همراه بودیم و قبل از آمدن بعثی‌ها، اصولاً حضور این دو فرهنگ و دو کشور در کنار هم خیلی طبیعی بود.»[۱]
  • «معماری به نظر من اولین پرداخت انسان است. اولین کاری است که انسان به محض آشنایی با طبیعت آغاز می‌کند. اولین برخوردش با طبیعت برای رفع نیازش، برای زندگی‌اش، برای اسکانش و برای معیشتش است. اولین دخل و تصرف انسان در طبیعت است. جایی که انسان ظهور پیدا می‌کند، معماری آغاز می‌شود و الفبای معماری از همان جاست و تداوم پیدا می‌کند. هرچه این فعالیت گسترش پیدا می‌کند دامنه معماری و به دنبال آن کار وسیع‌تر به مفهوم شهرسازی امکان گسترش می‌یابد.»[۲]
  • «شهر، نظام می‌خواهد، ساختار دارد، زیر بناهای اقتصادی، فرهنگی و آموزشی دارد و می‌تواند در هر مرحله‌ای از تمدن بشری، گستره متفاوت‌تر، وسیع‌تر یا محدودتری داشته باشد. من فکر می‌کنم در تمدن‌های مختلف و در مقاطع مختلف، شهر شکل‌ها و معانی مختلفی دارد. همیشه شهر با یک معنا تعریف نشده و در دوره‌های مختلف معانی مختلفی به خود گرفته است؛ همان‌طور که زندگی پیچیده‌تر و چند بعدی‌تر می‌شود؛ همان‌طور که اگر بخواهیم شهرهای امروز را با دیروز مقایسه کنیم، شهرهای امروز پیچیده‌تر و گسترده‌تر و چند بعدی‌تر هستند.» [۲]
  • «شهر فضایی است که مقر سیاست و حکومت است و تعیین کننده ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و تمام امور مدیریتی و مدنی است و تولیدگر فرهنگ است.» [۲]
  • «معماری مادر تمام تولیدات انسان است و در آنجا هرچه در درون انسان است متبلور می‌شود. مگر اینکه هیچ انگیزه و احساس و تفکری نداشته باشید و تولیدکننده نباشید و صرفاً مصرف‌کننده باشید و برایتان مهم نباشد کجا زندگی می‌کنید و چرا. در این صورت از این انسان که متفکر و صاحب جهان‌بینی نیست نمی‌توان توقع تولید داشت و اثری هم نمی‌شود از او پیدا کرد؛ ولی بازهم از آنچه در دوره او باقی مانده می‌توان فهمید که چطور بوده و می‌شود او را شناخت.» [۲]
  • «ایران سرزمینی است با هزاران سال سابقه فرهنگی و با یک فرهنگ پر توشه و پربار و فرهنگی که با اسلام غریبه نیست. ما با معانی توحید کاملاً آشنا هستیم، به همین خاطر اسلام را سریع می‌پذیریم و در آن شرکت و در توسعه‌اش دخالت می‌کنیم و آن را مال خود می‌کنیم.» [۲]
  • «گرچه مسلمان هستیم، ولی ویژگی‌های خودمان و تفاوت‌هایمان را با دیگر کشورها داریم. اسلام انسان‌ها را آزاد گذاشته و بنابراین دلیل ندارد همه چیز مشترک باشد. پس انسان‌ها بر اساس نیازها و انگیزه‌های متفاوتشان ساخت‌ها و معماری‌های مختلفی دارند. مثلاً‌معماری ایرانی با معماری مراکشی، مصری، عربی و با معماری ترکیه متفاوت است و اصولاً انگیزه‌ها، نیازها، مصالح، تکنولوژی و سلیقه و فرهنگ با وجود مشترکاتی که داریم، متفاوت است. انسان بودن نقطه اشتراک همه به ویژه جهان اسلام است؛ به خصوص در قرونی که ما باهم خیلی نزدیک بودیم.» [۲]
  • «عمر انقلاب صنعتی ۱۵۰ سال است، ولی در این ۱۵۰ سال اتفاقات بسیار زیادی افتاده است. بزرگ‌ترین مشکل ما این است که در ایجاد، پرداخت و توسعه انقلاب صنعتی شریک نبودیم، بنابراین منفعل مانده‌ایم و تا زمانی که خودمان سهیم و تولیدکننده نباشیم، این انفعال باقی می‌ماند.» [۲]
  • «تأثیری که انقلاب صنعتی روی ما گذاشته تا به حال تأثیر مثبتی نبوده و فقط ترکش‌هایش نصیب ما شده، در حالی که ما باید جامعه‌ای علمی و فرهیخته بشویم و از نظر تکنولوژی خودمان را بالا ببریم.» [۲]

منابع

[ویرایش]