استعمار

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

استعمار، ایجاد یک مستعمره در یک قلمروی یک قدرت سیاسیدیگر، و آبادانی و نگهداشت آن، گسترش، و بهره‌برداری از آن همچنین، این عبارت برای توصیف یک مجموعه‌ای از روابط نابرابر بین قدرت استعماری و مستعمره و اغلب میان مستعمره نشینان و مردم بومی استفاده می‌شود.

گفتاوردها[ویرایش]

  • «استعمار، استعمار است. دشمن، دشمن است. قدرتهای ضد خلقی و ضد انسانی و ضد بشری در شرق و غرب برای ما تفاوت نمی‌کند. ما یک منطق داریم و آن منطق، منطق اسلامی، و حرکت، حرکت اسلامی است. اینجا مرحله حساس حرکت است و خیلی ظریف است و خیلی هشیاری می‌خواهد.»
  • «باید استعمارگری باشد تا مستعمره‌ای به‌وجود بیاید، باید سرمایه‌داری باشد، تا پرولتاریا هم باشد.»

منابع[ویرایش]

  1. Mohammad Mofatteh.JPGhttp://www.shakhsiatnegar.com/شهید-مفتح
  2. «داستانِ دست‌های آلوده». روزنامهٔ شرق. ۱ خرداد ۱۳۹۶.