پرش به محتوا

استان مازندران

از ویکی‌گفتاورد

مازَندَران استانی در شمال ایران و در کرانه‌های جنوبی دریای خزر.

درباره

[ویرایش]
  • بعد از قبول سلطنت ایران و تأمین انتظامات اولیه که شرح آن را باید در مجلدات عدیده نوشت اولین تصمیمی که به مخیله‌ام خطور کرد مسافرت به مازندران بود.
  • مازندران خانه من است. مسقط‌الرأس من است. احساسات و عواطف من‌ طبعاً بطرف مازندران صعود می‌کند، و هزاران احساس و عاطفه هم طبعاً از مازندران‌ بطرف من در پروازست.
  • زندگی در شمال، زمین تا آسمان با تهران فرق دارد. آدم وقتی به شمال می‌رود و اصلاً وقتی از کندوان می‌گذرد، انگار دوباره متولد می‌شود.


پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران
از شاهنامه
...بفرمود تا پیش او خواندند      بر رود سازانش بنشاندند
به بربط چو بایست بر ساخت رود      برآورد مازندرانی سرود
که مازندران شهر ما یاد باد      همیشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش همیشه گلست      به کوه اندرون لاله و سنبلست
هوا خوشگوار و زمین پرنگار      نه گرم و نه سرد و همیشه بهار
نوازنده بلبل به باغ اندرون      گرازنده آهو به راغ اندرون
همیشه بیاساید از خفت و خوی      همه ساله هرجای رنگست و بوی
گلابست گویی به جویش روان      همی شاد گردد ز بویش روان
دی و بهمن و آذر و فرودین      همیشه پر از لاله بینی زمین
همه ساله خندان لب جویبار      به هر جای باز شکاری به کار
سراسر همه کشور آراسته      ز دیبا و دینار وز خواسته
بتان پرستنده با تاج زر      همه نامداران به زرین کمر
چو کاووس بشنید از او این سخن      یکی تازه اندیشه افگند بن...
      فردوسی[۴]

منابع

[ویرایش]
  1. از خاطرات معاصران. ایران‌نامه، شماره 6، صص 366-347. [به نقل از«سفرنامهء مازندران»،نوشتهء رضاشاه پهلوی (مربوط به سفر مهرماه 1305)،چاپ تهران،2535 شاهنشاهی]
  2. از خاطرات معاصران. ایران‌نامه، شماره 6، صص 366-347. [به نقل از«سفرنامهء مازندران»،نوشتهء رضاشاه پهلوی (مربوط به سفر مهرماه 1305)،چاپ تهران،2535 شاهنشاهی]
  3. «زندگی در نقش آن را باورپذیر می‌کند». روزنامهٔ جام‌جم. ۵ مرداد ۱۳۹۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۵ آوریل ۲۰۲۲. 
  4. «بخش ۱؛ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران». گنجور.