تبریز
از ویکیگفتاورد
تبریز یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی میباشد.
[ویرایش] شعر
| خدا به مردم تبریز برفکند فنا | فلک به نعمت تبریز برگماشت زوال | |
| فراز گشت نشیب و نشیب گشت فراز | رمال گشت جبال و جبال گشت رمال | |
| دریده گشت زمین و خمیده گشت نبات | دمنده گشت بحار و رونده گشت جبال | |
| بسا سرای که بامش همی بسود فلک | بسا درخت که شاخش همی بسود هلال | |
| کز آن درخت نمانده کنون مگر آثار | وز آن سرای نمانده کنون مگر اطلال | |
| کسی که رستهشد از مویه گشتهبود چو مو | کسی که جستهشد از ناله گشتهبود چو نال | |
| یکی نبود که گوید به دیگری که مموی | یکی نبود که گوید به دیگری که منال | |
| همی بدیده بدیدم چو روز رستاخیز | ز پیش رایت مهدی و فتنهٔ دجال | |
| کمال دور کناد ایزد از جمال جهان | کمی رسد به جمالی کجا گرفت کمال |
[ویرایش] زمینلرزه
- «مرا حکایت کردند که بدین شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربیع الاول سنهٔ اربع و ثلاثین و اربعمائه (۴۳۴) و در ایام مسترقه بود پس از نماز خفتن. بعضی از شهر خراب شدهبود و بعضی دیگر را آسیبی نرسیدهبود و گفتند چهل هزار آدمی هلاک شدهبودند. و در تبریز قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک میگفت، اما زبان فارسی نیکو نمیدانست. پیش من آمد دیوان منحیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که او را مشکل بود از من بپرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند.»
[ویرایش] پیوند به بیرون