یوکو اوگاوا

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

یوکو اوگاوا (به ژاپنی: 小川 洋子) (زاده ۳۰ مارس ۱۹۶۲) نویسنده ژاپنی است.

گفتاوردها[ویرایش]

خدمتکار و پروفسور[ویرایش]

  • «در پایان روز اول متوجه یادداشت جدیدی بر روی آستین کت پروفسور شدم که رویش نوشته شده بود: «خدمتکار جدید». حروف با خطی ظریف و زیبا نوشته شده بودند و بالای نوشته طرحی از چهرهٔ یک زن بود. شبیه نقاشی بچه‌ها بود: موی کوتاه، گونه‌های گرد، و خالی کنار لب. با این وجود بلافاصله متوجه شدم که آن نقاشی تصویر خودم است. در ذهنم پروفسور را مجسم کردم که سعی می‌کرد با سرعت آن تصویر را بکشد تا چهره‌ای شبیه من را پیش از آن که فراموشش کند در نقاشی اش ثبت کند. این یادداشت گواه چیز دیگری هم بود: این که پروفسور برای چند لحظه هم شده فکر کردن را به خاطر من متوقف کرده بود.»[۱]
  • «در برابر درد، قهرمان بی قهرمان…»

ما پروفسور صدایش می‌کردیم. او هم پسرم را جذر صدا می‌کرد چون می‌گفت بالای سر تخت و صاف پسرم او را یاد علامت رادیکال می‌اندازد.
پروفسور در حالی که موهای پسرم را پریشان می‌کرد، گفت: «مغز خوبی تو کلهٔ این پسر هست.» جذر هم که برای در امان ماندن از اذیت‌های دوستانش کلاه می‌گذاشت، با اوقات تلخی شانه بالا انداخت. «با همین علامت کوچک توانستیم بی‌نهایت عدد بشناسیم. حتی عددهایی که قابل مشاهده نیستند.» و با انگشت روی سطح خاک گرفته میزش یک رادیکال کشید.
در میان هزاران هزار چیزی که من و پسرم از پروفسور یادگرفته بودیم، معنی جذر اعداد یکی از مهمترین آن‌ها بود. بی تردید پروفسور از این که من مدام از واژه بی شمار استفاده می‌کردم ناراحت می‌شد. به اعتقاد او این کلمه خیلی آبکی بود چرا که اعداد راهی برای توصیف و تشریح کل کهکشان بودند. اما خب من هم کلمه دیگری برای این منظور بلد نبودم. پروفسور به ما چیزهایی دربارهٔ اعداد اول و صدها هزار موقعیت متفاوت آن‌ها یاد داده بود…

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. یوکو اوگاوا، خدمتکار و پروفسور، ترجمهٔ کیهان بهمنی، انتشارات آموت، ۱۳۹۵.