ژاکلین وودسن

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
«خاطره مثل کبودی است. آرام محو می‌شود.» از بروکلینی دیگر

ژاکلین وودسن (به انگلیسی: Jacqueline Woodson) (زادهٔ ۱۲ فوریه ۱۹۶۳) نویسنده آمریکایی است.

گفتاوردها[ویرایش]

بروکلینی دیگر[ویرایش]

  • «حالا می‌فهمم هیچ‌چیز همان دم غم‌انگیز نیست، بلکه یاد و خاطره‌اش غم‌انگیز است.»[۱]
  • «در هندوستان، هندوها اجساد را می‌سوزانند و خاکسترش را در رودخانهٔ گنگ می‌ریزند. مردم کاواتینو در نزدیکی بالی اجسادشان را در تنهٔ درخت دفن می‌کنند. پدرم خواسته بود به خاک سپرده شود. کنار تابوتش تپه‌ای خاک قهوه‌ای تیره و روشن انتظارش را می‌کشید. صبر نکردیم تا خاک او را بپوشاند. سخت بود که فکر نکنیم ناگهان از توی ساتن نرم و شفاف بیدار شود، مثل صدها نفری که در کمای عمیق دفن شده‌اند و زیر خاک با وحشت بیدار شده‌اند.»
  • «مادرم قدی کشیده و چشمانی غمگین داشت، درست مثل پدرم، با دستانی ظریف که انگار همیشه دنبال چیزی یا کسی بودند. وقتی کلاید مُرد، آن دست‌ها دیگر به ندرت بالا آمدند و حتی دیگر دنبال ما هم نبودند.»
  • «دعا می‌کردم ذهن تیره از خاطرات ابری‌ام شفاف شود. می‌دانستم درون دنیا گم شده‌ام و فقط تماشایش می‌کنم. می‌دانستم در تقلا هستم تا بفهمم چرا همیشه احساس می‌کنم بیرون از قابِ همه‌چیز ایستاده‌ام.»
  • «اُربا کلمه‌ای است لاتین به معنی یتیم، بی سرپرست، بی‌بچه، بیوه. زمانی باور داشتم که فقدان را نمی‌توان در قالب واژه تعریف کرد. این زبان به عظمت مرگ گرفتار نشده بود. اما واژه‌هایی برایش داشت. اُربوس، اُربا، اُربوم، اُربی، اُربایی، اُربروم، اُربو، اُربیس و…»
  • «خاطره مثل کبودی است. آرام محو می‌شود.»

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. ژاکلین وودسن، بروکلینی دیگر، ترجمهٔ سحر توکلی، انتشارات کوله‌پشتی، ۱۳۹۶.