پابلو نرودا

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
Pablo Neruda.jpg

پابلو نرودا (به اسپانیایی: Pablo Neruda) (زادهٔ ۱۲ ژوئیه ۱۹۰۴- در گذشتهٔ ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۳) نام مستعار نویسندگی ریکاردو الیسر نفتالی ریس باسوآلت (به اسپانیایی: Ricardo Eliecer Neftalí Reyes Basoalto) دیپلمات، سناتور و شاعر نوگرای شیلیایی و برنده جایزه ادبیات نوبل بود.

گفتاوردها[ویرایش]

اگر با شما سخن بگویم: عاشقانه‌هایی برای مردم[ویرایش]

  • «به کُندی می‌میرد / آن که بردهٔ عادت می‌شود / هر روز همان کارهای بیهوده را می‌کند / آن که هرگز تغییر مسیر نمی‌دهد / آن که هرگز خطرِ تغییرِ رنگ لباسش را نمی‌پذیرد...»

نامه‌های عاشقانه پابلو نرودا به آلبرتینا رزا[ویرایش]

  • «برایت، ای کوچولوی من، از چه چیزی تعریف کنم که سرگرم شوی؟ الان شب است، و من خوشحالم، خوش‌حال. تنها در خانه، در خانهٔ خودم، که مثل یک برج پُر از پنجره است که من از میان آن‌ها به شب پر ستاره نگاه می‌کنم. خیلی از سفری که آن قدر هم پر ماجرا بود، خسته نیستم. من را نیمه شب پشت قسمت بارگیر یک ماشین بارکش پنهان کردند و من پنج ساعت تمام آنجا از سرما لرزیدم. بعد هم یک ماشین درجهٔ سوم. نه شاهانه. هر طور بود رسیدم. تمام بعد از ظهر را در خیابان‌هایی که اغلب آن‌ها را دیده بودم، پرسه زدم. به اطراف و اکناف هم سرکشی کردم و دسته گل بنفشهٔ بزرگی هم با خودم آوردم. آن‌ها آن قدر زیبا هستند که فقط لیاقت تو را دارند. واقعاً تماشای این چمنزاران سبز، احساس کردن تپه‌هایی که در اثر مه شبانه تاریک شده‌اند، و احساس کردنِ من، منِ من، آزاد از هر سبک‌سری، پر جنب و جوش و تنها، باشکوه است. آوخ، کاش بودی، آلبرتینا. کاش الان اینجا بودی و مقابل حرارت ذغالی که مرا گرم می‌کند، می‌نشستی، کاش با آن چشم‌های غم‌زده‌ات، و با سکوتت که مورد پسند من است، این‌جا بودی. کوچولو بیا! یا لااقل به من فکر کن.»[۱]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. نامه‌های عاشقانه پابلو نرودا به آلبرتینا رزا، ترجمهٔ ابوذر آهنگر، انتشارات روزگار، ۱۳۹۳.