نئون جنسیس اونگلیون
ظاهر
نئون جنسیس اونگلیون یک مجموعه تلویزیونی انیمه ژاپنی به کارگردانی هیدئاکی آنو و محصول سال ۱۹۹۵ است. این مجموعه تحسین بسیاری از منتقدان را برانگیخت و جوایز متعددی کسب کرد. موضوع مجموعه، حول سوالات فلسفی از جمله تکامل بشری و نقش فناوری در آن، هویت و عاقبت انسان، فلسفه ذهن، و خودآگاهی میباشد.
گفتگوها
[ویرایش]میساتو کاتسوراگی (Misato Katsuragi)
[ویرایش]- «بعضی وقتها برای ادامه زندگی به افکار رویایی احتیاج داریم.»
- «یه روزی یاد میگیره که قسمتی از بزرگ شدن یعنی پیدا کردن راهی برای ارتباط متقابله، درحالی که رنج میبره.»
- «معجزه چیزی نیست که خودش اتفاق بیفته. معجزه چیزیه که ما به وجودش میاریم.»
- «نباید فرار کنی. تا موقعی که به سمت جلو حرکت نکنی هیچ چیزی تغییر نمیکنه.»
- «تنها کسی که میتونه از تو مراقبت کنه و تو رو درک کنه، خودت هستی. پس تو باید مراقب خودت باشی.»
- «هیچکدوم از اینا تا ابد باقی نمیمونه. زمان ادامه داره و زمان با خودش تغییر به همراه داره. و تو قادر به تغییر در هر زمانی هستی. مغز تو این تغییرات رو درک میکنه.»
- «تو هیچوقت یاد نگرفتی که چطور با ترس ناشی از احساس دیگران نسبت به خودت، مقابله کنی، بنابراین ازش دوری میکنی.»
- «تو دنیا کلی چیز جالب هست که هنوز ازشون خبر نداری. خوش بگذرون.»
گندو ایکاری (Gendo Ikari)
[ویرایش]- «انسانها بزرگترین دشمنِ خودشونن.»
- «دفن کردنِ خاطرهها روش زنده موندنِ انسانهاست. اما چیزایی وجود داره که انسان نباید فراموش کنه.»
- «برای محافظت از خودمون در مقابل ترس از مرگ، برای خاموش کردن هوسهامون؛ بهشتی با دستهای خودمون و برای خودمون ساختهایم.»
- «ما نمیتونیم زمان رو برگردونیم. ولی قدرت اینو داریم که به جلو حرکتش بدیم.»
- «شکی توش نیست که این دنیا ناپایدار، ناقص و غیر منطقیه. دنیاییه که اگه حرف مردم رو قبول کنی همه چیز میریزه بههم، چون مردم تو موقعیتهای مختلف، چیزای مختلف میگن.»
- «از وابسته شدن به آدما میترسیدم. از دنیایی که پر شده بود ازشون خوشم نمیاومد. از بچگی تنها بودم، برای همین هیچوقت احساس تنهایی نمیکردم. ولی تو جامعه کسایی هستن که این ماهیتها رو مسخره میکنن. نمیخواستم همکلاسی یا فامیلهاییم رو ببینم که ازشون خوشم نمیاومد. بودن پیش بقیه عذابآور بود. فقط دلم میخواست برای همیشه تنها باشم. دوتا چیز بود که به عنوان یه بچه دوست داشتم. یکی دانش بود، میتونستم هر طور که دلم میخواست قلبِ گرسنهمو با پیدا کردنِ اطلاعات ارضا کنم. لازم نبود به بقیه فکر کنم. میتونستم تا هر وقت زمان اجازه میده دانش به دست بیارم. یکی دیگهش هم پیانو بود. سیمهای کاملاً کوک شدهای که خیلی دقیق به هر لمسی روی کلیدها واکنش نشون میدن. هیچ دروغی توش نیست، هیچ خیانتی، هیچ ناامیدیای. انگار ماهیتم به جریانی از اصوات ترجمه میشد. اینطوری نه من نه هیچکس دیگه آسیب نمیدید.»
شینجی ایکاری (Shinji Ikari)
[ویرایش]- «هیچکس نمیتونه با پیوند دادن چندین لحظات شاد به هم، از زندگی لذت ببره.»
- «مردم به زور میتونن خودشونو بشناسن. چه برسه به دیگران. شناخت صد در صد غیرممکنه. برای همینه که ما انقدر وقت صرف میکنیم، تا خصوصیات خودمون و دیگران رو درک کنیم. همینه که زندگی رو جالب میکنه.»
- «من از مورد تنفر قرار گرفتن میترسم. چون ممکنه هویتم از بین بره.»
- «اگه گوشمو ببندم میتونم قلبم رو هم ببندم... چون اینطوری میتونم بدون متوجه شدنِ دنیایی که ازش بدم میاد زندگی کنم.»
- «وقتی دیگران وجود دارن، میتونم خودم رو به شکل یک موجود منحصر به فرد ببینم. اگه تنهام (انسان دیگهای نباشه)، پس مثل بقیه چیزهام. در دنیایی که فقط من توش هستم، هیچ تفاوتی بین من و نیستی وجود نداره. با تشخیص تفاوتهای بین خودت و دیگران، هویتت رو به عنوان خودت ثبت میکنی.»
ری آیانامی (Rei Ayanami)
[ویرایش]- «انسانها از تاریکی میترسیدن، برای همین با آتیش اون رو از بین میبردن. برای همین انسانها گونهی برتر شدن.»
- «کسی که واقعاً از خودش متنفر باشه، نمیتونه کس دیگهای رو دوست داشته باشه.»
ریتسوکو آکاگی (Ritsuko Akagi)
[ویرایش]- «مردمی که خلق و خوی سختگیرانهای دارن، همیشه سختی بیشتری در بین بقیه احساس میکنن.»
- «یکی سعی میکنه اوضاع رو ثابت نگه داره و اون یکی سعی میکنه تغییرش بده. همهی موجودات زنده یکی از این دو شاخصه رو دارن.»
کاورو ناگیسا (Kaworu Nagisa)
[ویرایش]- «تنها چیزی که میتونه ماهیتام رو تموم کنه، پوسیدگیِ خلائه. برای همینه که باید مدام یک نقش رو، توی این داستانِ دایرهایِ از پیش تعیین شده و بیپایان بازی کنم.»
- «تنها چیزی که میتونه ماهیتام رو تموم کنه، پوسیدگیِ خلائه. برای همینه که باید مدام یک نقش رو، توی این داستانِ دایرهایِ از پیش تعیین شده و بیپایان بازی کنم.»
- «آرزو چیزیه که فرد، فقط با قدرت خودش و با قربانی کردن به دست میاره. چیزی نیست که بقیه به آدم بدن.»
- «برای اینکه زندگی کنی مهمه که چیزای جدید یاد بگیری و پیشرفت کنی.»
- «هیچوقت مورد خوبی از پخش دوبارهی خاطرات درد آورت بیرون نمیاد.»
- «حتی اگه روحت ناپدید بشه، آرزوهات و نفرینهات در این دنیا باقی میمونه. فقط نیاز داری که آرامش و مکانی که متعلق به خودته رو پیدا کنی. سرنوشت تو رو هدایت میکنه.»
گفتاوردهای متفرقه
[ویرایش]- «بدون اینکه با دیگران ارتباط داشته باشی، نمیتونی تصویر خودت رو تشخیص بدی. تصویر تو از خودت به وسیلهی مشاهده موانع بین تو و دیگران محو شده. و تو نمیتونی خودت رو بدون وجود دیگران ببینی.»
- «دنیا فاقد برگشتپذیریه، درست مثل زمان.»
- «فقط یه احمق موقعی که میدونه شکست میخوره جنگ میکنه.»
- «تا موقعی که برای زندگی تلاش میکنی، همه جا مثل بهشته.»
- «بشر نمیتونه به تنهایی زندگی کنه. بشر نمیتونه بدونِ قرار گرفتن در اجتماع زندگی کنه. برای همینه که زندگی سخته. برای همینه که زندگی پوچ و غمناکه. برای همینه که میخوای از لحاظ فیزیکی و فکری و... به دیگران نزدیک بشی. چون تو از خودت متنفری و هیچ کسی بهت احترام نمیذاره.»
- «اما اگه تنها به ایوا تکیه کنی، بعدش ایوا تنها مشخصکنندهی هویتت میشه. ایوا به تنها ارزشت تبدیل میشه. بدون اون ارزش، تو از صحنهی روزگار محو میشی.»
- «واقعیت میتونه دردناک باشه، ولی باید قبولش کنی.»
- «اگه بخوای زندگی کنی، همهجا بهشته. چون زنده هستی، بنابراین این شانسو داری که خوشحال باشی.»
- «بزرگسال شدن به معنیِ مدام نزدیک و دور شدن و پیدا کردن راهی برای زخمی نکردن همدیگهست.»
- «حقیقتهای زیادی به اندازهی تمام مردم وجود داره. حقیقت میتونه به سادگی از طریق راهی که تو اون رو میپذیری عوض شه. حقیقت یک انسان اونقدر سادهست که بیشتر انسانها اون رو برای تمرکز به چیزهایی که فکر میکنن حقایق عمیقتری هستن، نادیده میگیرن.»
- «اگه اینجوری سر همهی چی غر بزنی زندگیت کسل کننده میشه. زندگی یه چرخهی دنبالهدار از خوشی و ناخوشیه. هیچ اشکالی نداره که هر روز مثل امروز باشه. زندگی همینطوریه. باید این رو باید خودت تکرار کنی: این الآن جوونترین سنیه که تا ابد خواهم داشت، میخوام زندگیم رو تمام و کمال زندگی کنم.»
- «آرزوی غیرممکن من خوندن همهی کتابای دنیاست.»
