ملکه رنجبر

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ملکه رنجبر (۲۹ اوت ۱۹۳۱ – ۲۷ فوریه ۲۰۲۰) (۶ شهریور ۱۳۱۰ – ۸ اسفند ۱۳۹۸) بازیگر ایرانی بود. زادهٔ رشت از عِبادالله و خیرالنساء رنجبر، پدرش از اولین پایه‌گذاران تئاتر در ایران بود و از شش سالگی همراه او با تئاتر آشنا شد. به‌شکل حرفه‌ای از ۱۹۴۴م/ ۱۳۲۳ش به تئاتر، از ۱۹۵۲م/ ۱۳۳۱ش به سینما و از ۱۹۶۶م/ ۱۳۴۵ش به تلویزیون درآمد و تا نقش‌های گوناگونی آفرید. به سن ۸۸ سالگی در تهران درگذشت.[۱]

در عالم هنر همیشه لذت برده‌ام. همیشه افتخار می‌کردم. همیشه عاشقانه کار می‌کردم... من هر کاری انجام دادم با جان و دل بوده‌است.

گفتاوردها[ویرایش]

  • پدرم گرجی بود و مادرم قفقازی و پدرم معتقد بود که هنر تئاتر باید در ایران باقی بماند.
  • پدر من هر پنج دخترش را روی صحنه برد. ایران، گیلان، علویه، عاطفه و من. خانهٔ ما همیشه محل تمرین تئاتر بود.
  • کل خانواده من عاشق این کار بود. پدرم به دخترانش می‌گفت باید بروید تئاتر کار کنید. کاملاً روشنفکر بود.
  • من تا آخرین زمانی که می‌توانسته‌ام در سینما و تلویزیون و تئاتر بودم.
  • در عالم هنر همیشه لذت برده‌ام. همیشه افتخار می‌کردم. همیشه عاشقانه کار می‌کردم. برای کاری مثل «آسمان شهر» ما حدود دو سال شب‌ها تا صبح بیداری می‌کشیدیم. من هر کاری انجام دادم با جان و دل بوده‌است.
  • باید از آقای راد پرسید که آن زمان که تئاتر بوجود آمد کجا بوده‌است؟ تنها نامش را می‌شنویم که مدیر خانه تئاتر است اما چه می‌کند؟ اینها حتی به تشییع جنازه‌ها هم نمی‌روند، در تشییع جنازه هنرمندان عارشان می‌آمد زیر جنازه را بگیرند. برایشان هم اهمیتی ندارد که کسی فوت کند. با خود می‌گویند خب هر آدمی می‌میرد دیگر.
    • ۲۴ اکتبر ۲۰۱۴/ ۲ آبان ۱۳۹۳، مصاحبه با خبرگزاری «مهر»[۲][۳]

منابع[ویرایش]

  1. امید، جمال. فرهنگ سینمای ایران. تهران: نگاه، ۱۳۷۷ش-۱۹۹۸م. ۲۰۴. شابک ‎۹۶۴۶۱۷۴۸۹۲. 
  2. «فقط از روی دست خودم فیلم می‌سازم». مهر، ۲ آبان ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۶ آوریل ۲۰۲۲. 
  3. «نمی‌خواهم غریبانه بمیرم/ اهالی سینما و تئاتر در این خانه را نمی‌زنند». مهر، ۱۶ دی ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۶ آوریل ۲۰۲۲. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ