پرش به محتوا

محیی‌الدین حق‌شناس

از ویکی‌گفتاورد

محیی‌الدین حق‌شناس (۱۹۲۵، سنندج - ۱۵ اکتبر ۲۰۱۳، سنندج) آموزگار، شاعر کُردی-فارسی ایرانی بود.[۱]

گفتاوردها

[ویرایش]
  • «از دوران کودکی به شعر علاقهٔ وافری داشتم و چون دارای حافظه‌ای قوی بودم با یک بار خواندن یا شنیدن غزلی آن را به خاطر می‌سپردم، کم‌کم خودم هم به سرودن شعر شروع نمودم و چون نتوانستم یا نخواستم اصول و قواعد شاعری را بیاموزم، در نتیجه شعرم خود-رو و صیقل‌نخورده از آب درآمد.»[۱]
دل هر جایی
بی‌تو ای دوست چه سازم غم تنهایی را      رنج درماندگی و محنت رسوایی را
خاک پای توأم و بندهٔ درگاه توام      بردم از یاد غرور و منی و مایی را
از که آموختی ای تازه گل گلشن جان      این همه شوخی و مستی و خودآرایی را
دل نیابد که کند هر نفسی یاد کسی      بکش از سینه برون این دل هرجایی را
رحم کن بر من درمانده که بیمار توام      کن فراموش دگر نخوت و خودآرایی را[۱]

منابع

[ویرایش]
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. دوم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۱۱۵۵. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.