محمود استادمحمد

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

محمود استادمحمد (۲۵ اکتبر ۱۹۵۰، تهران – ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۳، تهران) نمایشنامه‌نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر ایرانی بود.

گفتاوردها[ویرایش]

آسیدکاظم و تیغ و ترنا[ویرایش]

شاه‌رجب: عباس آقا طوری شده؟
ممدریزه: [جلو می‌پرد] چی شده عباس‌آقا؟
عباس: هیچی، چیزی نیست. انگشتم رفت تو چشمم.
اسی قصاب: دعوات شده؟
عباس: نه بابا
ممدریزه: کسی بهت چیزی گفته؟
شاه‌رجب: قرض‌وقوله بالا آوردی؟
ممدریزه: خب ما بچه‌محلاتیم، بگو دیگه.
اسی قصاب: آخه بگو چی شده. بدهکاری؟ بگو طلبکارت کیه دیگه کارت نباشه. خاطر خواهی؟ بگو طرف کیه، دیگه کاری نداشته باش.
شاه رجب: نکنه جاییت درد می‌کنه؟
اسی قصاب: دعوات شده بگو، به من بگو با کی دعوات شده و خودت برو تو خونه‌ت بشین.
ممدریزه: همون، دعواش شده… [ کفش‌هایش را ور می‌کشد ] به جون خودت اگه نگی الان می‌پرم تو دکون اسی و با ساتور می‌رم وسط خیابان بدخواه‌مدخواهتو می‌گم تا یکی سر بلند کنه.[۱]

دربارهٔ او[ویرایش]

  • «مثل تمام آدم‌هایی که وقتی می‌شنوند سرطان دارند، شوکه می‌شوند، او هم یک دوره‌ای واقعاً شوکه بود و روزهای سختی را گذراند اما بعد از مدتی پذیرفت که این بیماری هست و راحت با آن کنار آمد. دوستانی که در آن دوران بیشتر با ما دررفت‌وآمد بودند، یادشان هست که پدرم با همه دردهایی که این بیماری داشت، با آن روحیه خاصش سعی می‌کرد سرطان، مسئله اول زندگی‌اش نباشد و با آن کنار آمده بود. از پیشرفت بیماری باخبر بود و می‌دانست فرصتش برای زندگی کم است و با نگاه خودش برخورد می‌کرد و خیلی عارفانه با مسئله سرطان مواجه شده بود و به نوعی با این بیماری ساخت. مدتی که برایش باقی‌مانده بود را عارفانه و عاشقانه زندگی کرد. تا جایی که می‌شد، با پزشک همکاری می‌کرد اما از بیماری سرخورده نبود و قبول کرده بود که این بیماری هست. می‌گفت من زندگی‌ام را کرده‌ام و لذتم را برده‌ام و این هم بخشی از زندگی من است.»
    • مانا استادمحمد[۲]

منابع[ویرایش]

  1. محمود استاد محمد، آسیدکاظم و تیغ و ترنا، نشرچشمه
  2. http://www.sharghdaily.ir/News/68883/حاضر-نشد-برای-درمان،-ترک-وطن-کند-