ماریانا انریکز
ظاهر

ماریانا انریکز (به انگلیسی: Mariana Enríquez) (زاده ۱۹۷۳) روزنامهنگار، رماننویس و داستاننویس است که در آرژانتین زندگی میکند.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]- من در دنیایی تاریک بزرگ شدم که در آن مرگ همه جا وجود داشت، اما مخفیانه بود - ناپدید شدنها تمام ظلم مستقیم سادیسم و همچنین هالهای خاص از ناشناخته شوم را دارد.[۲]
- «من فکر میکنم هیچکس واقعاً سلیقه یا شیوه بیان خود را انتخاب نمیکند: یک روز یک زبان ظاهر میشود و پیدا کردن یک زبان بسیار شبیه یافتن یک خانه است. وقتی سینما و ادبیات ترسناک را کشف کردم، زبانم را پیدا کردم - زبانی که به من اجازه داد دربارهٔ وحشتهایی که میشناسم صحبت کنم. زبان من توسط "بلندیهای بادگیر" امیلی برونته شکل گرفت. داستانهای خورخه لوئیس بورخس، خولیو کورتاسار و استفان کینگ. "فرانکنشتاین"؛ "جن گیر"؛ "آروارههاً و "E.T."؛ و بعداً توسط «توین پیکس»؛ موسیقی راک و پانک؛ دیوید کراننبرگ؛ کلایو بارکر و فنزین.»
- «تا حد زیادی، این ترسی است که من فرا میخوانم و به تصویر میکشم، احساسی از قریبالوقوع بودن و رها شدن همزمان که توصیف آن برای کسی که آن را تجربه نکرده است دشوار است.»
- «یک مسئله این است که ما به خواندن در ترجمه عادت کردهایم و کشورهای دیگر عادت ندارند. ما بیشتر از تاریخ شما میدانیم تا شما از تاریخ ما. دو راه برای مقابله با آن وجود دارد. از این نابرابری عصبانی شوید. یا سعی کنید توضیح دهید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.»
- «من نویسندهای هستم که در کشورم کار میکنم، که هرگز در هیچ جای دیگری زندگی نکردهام، شاید روزی زندگی کنم، اما زندگیام در یک کلانشهر بزرگ آمریکا با تمام شدتش، با مردم اغلب شاد - و گاه مأیوسش - با خاموشیها، اجساد در خیابانهایش، و با زیبایی و وحشت آن، شکل یافته است.»
- «نوشتن در مورد آرژانتین با استفاده از رئالیسم بسیار دشوار است. در دهههای ۵۰ و ۶۰ سنت قوی داستانهای خارقالعاده در اینجا وجود داشت: بورخس، سیلوینا اوکامپو، خولیو کورتازار. سپس کل منطقه با دیکتاتوری [۱۹۷۶-۱۹۸۳]، پیامدهای انقلاب کوبا و مداخله آمریکا، سیاسی شد.»