پرش به محتوا

غروب

از ویکی‌گفتاورد

غروب، ناپدیدشدن روزانهٔ خورشید در زیر افق در غرب در نتیجهٔ چرخش زمین و دیگر سیاره‌های منظومه خورشیدی است. شرایط جوی ایجاد شده بر اثر فرورفتن خورشید، که پیش و پس از ناپدیدشدنش در زیر افق روی می‌دهد نیز عموماً غروب گفته می‌شود.

Colored dice with white background
Colored dice with white background
Colored dice with white background
Colored dice with white background

گفتاوردها

[ویرایش]
  • «قلب آدمی به‌هنگام غروب، حاکم مطلق است.»
  • «من عاشق غروب خورشیدم. بیا باهم به غروب آفتاب نگاه کنیم.»
  • «در غروب جوانی، نفس‌پرستی به پایان می‌انجامد؛ در طلوع پیری، خدمت به خلق آغاز می‌گردد.»
  • «اگر روزگاری شان و مقامت پایین آمد نا امید مشو زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می‌رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید.»
  • «افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده دم یا هنگام غروب که نور و ظلمت به هم آمیخته است بال فشانی می‌کند.»
  • اینک، غروب روز نبرد است و، ایدریغ! // کزآن سپاهیان دلاور نشانه نیست
  • آنان بزیر خاک سیه خفته‌اند و، مرگ // جز پاسبان این افق بیکرانه نیست!
  • «کسی که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمی‌شه.»
  • «بنگر رنگِ شامگاه را که همانند/ روی عاشقی است که معشوق خود را وداع می‌گوید//
    خورشید زردگونه بدان می‌نگرد/ همانند چهره‌ای است که از غمخواری خراشیده باشد//
    سرخی خود را بر آن خلیج افکنده/ پنداری آزرم عشق با اشکِ دلدادگان درآمیخته//
    به هنگام غروب چون سرخ‌قطره‌ای فرو می‌چکد/ چونان قطرهشرابی است که از سر انگشت ساقی می‌افتد.»

پیوند به بیرون

[ویرایش]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
غروب
دارد.
در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ
غروب
موجود است.