پرش به محتوا

سینتیا کادوهاتا

از ویکی‌گفتاورد
«اولین واژه را از خواهرم لین یادگرفتم: ستاره-ستاره. با این که آن را اشتباهی «سیستاری» تلفظ می‌کردم، ولی او منظورم را می‌فهمید. در زبان ژاپنی، ستاره-ستاره یعنی درخشنده و نورانی. لین می‌گفت وقتی که بچه بودم، همیشه شب‌ها مرا با خودش به جادهٔ خلوتی می‌برد و هر دوی مان به پشت، روی زمین دراز می‌کشیدیم و به ستاره‌ها نگاه می‌کردیم. بعد، او بارها و بارها می‌گفت: کتی، بگو ستاره-ستاره!، ستاره-ستاره! و من عاشق این کلمه بودم! وقتی کمی بزرگ‌تر شدم، برای توصیف تمام چیزهایی که دوست‌شان داشتم، از عبارت ستاره-ستاره استفاده می‌کردم. آسمان آبی زیبا، توله سگ‌ها، بچه گربه‌ها، پروانه‌ها و حتی دستمال کاغذی‌های رنگی…»

سینتیا کادوهاتا (به انگلیسی: Cynthia Kadohata) (زادهٔ ۲ ژوئیه ۱۹۵۶ در شیکاگو) نویسنده ژاپنی-آمریکایی داستان‌های کودک است.

گفتاوردها

[ویرایش]

خانهٔ خودمان

[ویرایش]
  • «من تقریباً دیگر هیچ وقت خواب عمیقی را تجربه نکردم. به محض این که اسمم را صدا می‌زد، بدون توجه به این که چقدر خسته بودم، فوراً بلند می‌شدم.»[۱]
  • «عمویم درست دو و نیم سانتی‌متر از پدرم قدبلندتر بود، اما شکم نرمی داشت. سال قبل که با مشت توی شکمش زدیم، این را فهمیدیم. همو دادش به هوا رفت و برایمان خط و نشان کشید. پدر و مادر ما را بدون شام به رختخواب فرستادند. آن‌ها معتقد بودند که زدن دیگران بدترین گناه است. دزدی در درجه دوم و دروغ‌گویی در درجه سوم بود؛ و من هنوز دوازده سالم نشده بود که مرتکب هر سه گناه شدم.»
  • «اولین واژه را از خواهرم لین یادگرفتم: ستاره-ستاره. با این که آن را اشتباهی «سیستاری» تلفظ می‌کردم، ولی او منظورم را می‌فهمید. در زبان ژاپنی، ستاره-ستاره یعنی درخشنده و نورانی. لین می‌گفت وقتی که بچه بودم، همیشه شب‌ها مرا با خودش به جادهٔ خلوتی می‌برد و هر دوی مان به پشت، روی زمین دراز می‌کشیدیم و به ستاره‌ها نگاه می‌کردیم. بعد، او بارها و بارها می‌گفت: کتی، بگو ستاره-ستاره!، ستاره-ستاره! و من عاشق این کلمه بودم! وقتی کمی بزرگ‌تر شدم، برای توصیف تمام چیزهایی که دوست‌شان داشتم، از عبارت ستاره-ستاره استفاده می‌کردم. آسمان آبی زیبا، توله سگ‌ها، بچه گربه‌ها، پروانه‌ها و حتی دستمال کاغذی‌های رنگی…»

منابع

[ویرایش]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. سینتیا کادوهاتا، خانهٔ خودمان، ترجمهٔ شقایق قندهاری، انتشارات افق، ۱۳۹۴.