سنکا

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

لوسیوس سنکا (که به سنکای جوان مشهور بود)، (۶۵ پیش از میلاد) اهل رم، فیلسوف رواقی، سیاستمدار، نمایشنامه نویس، معلم و مشاور نرون؛ که مجبور شد به اتهام همدستی در توطئه قتل امپراتور خودکشی کند، پدر وی سنکای بزرگ نام داشت.

گفتارها[ویرایش]

  • «کسانی به خرد دست یافته‌اند که گمان نمی‌برده‌اند دارای آن هستند.»
  • «کسی که تنها به فکر خودش باشد و بخواهد همه چیز را به سود خودش تمام کند، نمی‌تواند خوشبخت باشد. اگر می‌خواهید به سود خود کار کنید باید به دیگران سود برسانید.»
  • یک قاضی خوب خطاکاران را محکوم می‌کند، ولی از آن‌ها متنفر نیست.
    • De Ira (در باب خشم): کتاب ۱, بخش ۱۶, خط ۶.