پرش به محتوا

سلیمان امینی

از ویکی‌گفتاورد

سلیمان امینی همچنین مشهور به امینی تبریزی (۱۳۰۱ – ۵ اسفند ۱۳۵۴) شاعر و خوشنویس ایرانی بود.

شعر

[ویرایش]
ماه‌رخساری که با مهرش بخود نازیم، نیست      جان و دل را از غم و محنت بپردازیم، نیست
آن گل بیخار کز شوق و وصالش یک‌نفس      همچو بلبل و شور و غوغائی بر آغازیم، نیست
یکه‌تاز راه سعی و همتیم اما چه سود      مقصدی دلخواه، تا سویش بجا نتازیم، نیست
جان بکف هستیم چون سرباز، در میدان عشق      آنکه با سودای وصلش جان و سر، بازیم، نیست
گوش شیطان کر، پیش سرکشان روزگار      اختیار اینکه با هم سر برافرازیم، نیست
در ره عشق بتی مردیم، اما قدرتی       تا هوای وصل او از سر براندازیم، نیست
می‌گدازیم از غم هجران او چون شمع، لیک       جرئتی کاین غم دمی از دل برون سازیم، نیست
سوی ما آشفته‌حالان، از پریرویان عصر      اعتنا هرچند می‌سوزیم و می‌سازیم، نیست
در زمان ما امینی با وفا یاری که خود      با هوایش شعر شیوائی بپردازیم، نیست[۱]

منابع

[ویرایش]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. نظمی تبریزی، علی. دویست سخنور؛ تذکرةالشعرای منظوم و منثور. چاپ دوم. تابش، ۱۹۷۶. ۳۷.