دون میگوئل روئیز
ظاهر
دون میگوئل روئیز| (زادهٔ ۱۹۵۲) نویسندهٔ مکزیکی است.
گفتاوردها
[ویرایش]- «زندگی مانند رقصیدن است. اگر رقصجای بزرگی داشته باشی، مردم بسیاری خواهند رقصید. وقتی ریتم را عوض کنی، برخی عصبانی میشوند، اما زندگی همیشه در حال عوض شدن است.».[۱]
- «من داستانم را با تغییر باورهایم در مورد خودم تغییر میدهم.»
- «در کلام خود بیعیب و نقص باشید. با صداقت صحبت کنید»
- «هیچ چیز را به خودتان نگیرید. هیچ کاری که دیگران انجام میدهند به خاطر شما نیست.»
- «فرضیات را کنار بگذارید. شجاعت پرسیدن سؤال و بیان آنچه واقعاً میخواهید را پیدا کنید.»
- «همیشه بهترین تلاش خود را بکنید. بهترین تلاش شما لحظه به لحظه تغییر میکند؛»
- «شکاک باشید، اما یاد بگیرید که گوش دهید.»
- «احترام یکی از بزرگترین جلوههای عشق است.»
- «دیدگاه من، نظر من در مورد درخت، داستانی از آفرینش خودم است. وقتی آنچه را که درک میکنم تفسیر، توصیف یا قضاوت میکنم، دیگر واقعی نیست؛ یک دنیای مجازی است. این همان چیزی است که تولتکها آن را رؤیا مینامند.»
- «شما قدرت خلق کردن دارید. قدرت شما آنقدر قوی است که هر چه را باور کنید، به حقیقت میپیوندد. شما خودتان را خلق میکنید، هر چه را که باور داشته باشید هستید. شما همان چیزی هستید که هستید، زیرا این همان چیزی است که در مورد خودتان باور دارید. تمام واقعیت شما، هر چیزی که باور دارید، مخلوق شماست. شما همان قدرتی را دارید که هر انسان دیگری در جهان دارد. تفاوت اصلی بین شما و شخص دیگری در نحوه اعمال قدرتتان است، چیزی که با قدرت خود خلق میکنید.»
چهار میثاق
[ویرایش]- «کودکان به همان شیوهای اهلی میشوند که گربه، سگ یا سایر حیوانات اهلی میشوند. ما برای این که به یک سگ آموزش بدهیم، او را تنبیه میکنیم یا به او پاداش میدهیم. ما فرزندانمان را که این همه دوستشان داریم، بههمان شیوهای تربیت میکنیم که حیوانات اهلی را: با نظام تنبیه و پاداش. وقتی که مطابق میل مادر و پدرمان رفتار میکنیم، به ما گفته میشود که «تو دختر خوبی هستی» یا «تو پسر خوبی هستی». وقتی این کار را نمیکنیم، «دختر بد» یا «پسر بد» ی هستیم.»[۲]
- «هنگامی که بر خلاف مقررات عمل میکردیم، تنبیه میشدیم، وقتی که مطابق مقررات عمل میکردیم، پاداش میگرفتیم. ما در روز چندین بار تنبیه میشدیم و چندین بار پاداش میگرفتیم. خیلی زود از تنبیه شدن یا پاداش نگرفتن ترسیدیم. پاداش، توجهی بود که از والدین یا افراد دیگر، مثل خواهر و برادرها، آموزگاران و دوستان، دریافت میکردیم؛ و خیلی زود نیاز به جلب توجه دیگران و پاداش گرفتن در ما شکل گرفت.»
- «دریافت پاداش احساس خوبی به انسان میدهد، پس کوشیدیم آنچه را دیگران از ما انتظار دارند انجام دهیم تا بتوانیم پاداش بگیریم. با توجه به ترس از تنبیه و نیاز به پاداش، ما کمکم ادعا کردیم کسی هستیم که نبودیم - فقط به خاطر خوشایند دیگران، تنها به خاطر این که به نظر دیگران به اندازه کافی خوب باشیم. در آغاز خشنود کردن آموزگاران در مدرسه، و سپس کلیسا. تا این که به نقش بازی کردن عادت کردیم. ما از ترس طرد شدن مدعی شدیم کسی هستیم که نبودیم. ترس از طرد شدن تبدیل به ترس از مطلوب نبودن شد. سرانجام ما به کسی تبدیل شدیم که در حقیقت نیستیم. تبدیل به رونوشتی شدیم از باورهای مادر، پدر، جامعه و مذهب. همه تمایلات طبیعی ما در فرایند اهلی شدن از دست رفتهاست… اهلی شدن به قدری شدید است که در دورهای از زندگی دیگر نیازی نیست که شخص دیگری ما را اهلی کند. دیگر نیازی به پدر و مادر یا مدرسه یا کلیسا نیست تا ما را اهلی کنند. ما به قدری خوب تربیت شدهایم که خودمان خود را اهلی میکنیم. ما حیوانی هستیم که خودش خود را اهلی میکند.»
منابع
[ویرایش]- ↑ http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/d/donmiguelr182400.html
- ↑ دون میگوئل روئیز، چهار میثاق: کتاب خرد سرخپوستان تولتک، ترجمهٔ دلآرا قهرمان، انتشارات ذهن آویز، ۱۳۹۰.
