دلیری

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

دلیری (شجاعت)

گفتاوردها[ویرایش]

  • « آینده از آنِ ملّتهای فرهیخته و خردمند و شجاع و تلاش‌گر است.»
    • سخنرانی در دانشگاه پکن ، چین ، ۳/۴/۱۳۷۹ ، برگرفته از کتابِ «گفت‌وگوی تمدّن‌ها » ، نشرِ طرحِ نو ، ص ۶۵
  • «شجاعت در این نیست که انسان خطر را نبیند بلکه در این است که خطر را ببیند و بر آن غلبه کند.»
    • ریشتر
  • «شجاع بودن از مسافتی نسبتا دور کار آسانی است.»

یاماموتو چونه‌تومو[ویرایش]

  • شجاعت یعنی دندان‌های خویش را به هم فشردن و به پیش رفتن. با دندان‌های به هم فشرده، به پیش رو. این است شجاعت و توجهی به شرایط نکن.
  • وقتی شجاعت در قلب سامورایی ریشه دوانده باشد و وقتی که ارادهٔ او عاری از تردید باشد، آن‌گاه که ساعت فرا رسد، قادر خواهد بود، حرکت درست را انتخاب کند. این شجاعت تحت هر شرایطی در گفتار و کردار وی عیان خواهد شد.
  • در نظر سامورایی، یک کلمه هم مهم است؛ حال هر کجا که می‌خواهد باشد. رشادت مرد برای جنگ در میدان نبرد با یک کلام عیان می‌شود. در زمان صلح کلمات تو شجاعت تو را نشان می‌دهند. در زمان آشوب نیز، باید این نکته را دریافت که با یک کلمه شهامت یا بزدلی تو عیان می‌شود. این کلمه، شکوفهٔ جان آدمی است؛ نه فقط چیزی که از دهان تو صادر شده باشد.
  • سامورایی باید که همواره بر این اراده باشد که در رشادت جنگی، سرآمد همگان باشد و همیشه احساس کند فروتر از هیچ‌کسی نیست و همواره شجاعت خویش را تقویت کند.
  • گفته شده است که هر گاه دارودستهٔ هیوبوی فقید دور هم جمع می‌شدند، او پس از تمام شدن کارشان می‌گفت: «مردان جوان باید خود را تنها مقید به اراده و شجاعت کنند و این میسر نیست؛ مگر این که شجاعت در قلب انسان ریشه دوانده باشد. اگر شمشیر انسان شجاع بشکند، او با دستان خود حمله می‌کند. اگر دستانش قطع شود، او با شانه‌های خود دشمن را به عقب خواهد راند. اگر شانه‌هایش بشکند، با دندان‌های خود گردن ده یا پانزده دشمن را میدرد. شجاعت چنین چیزی است.»
  • مردانی که در هنگام مرگ خویش، شهامت داشته باشند، شجاعان واقعی هستند. نمونه‌های بسیاری از این دست موجود است؛ اما می‌توان دریافت کسانی که در زندگی هر روزه با مهارت حرف می‌زنند و در عین حال در هنگام مرگ برآشفته می‌شوند، شجاعت واقعی ندارند.