خانواده سوپرانو

از ویکی‌گفتاورد

خانواده سوپرانو (به انگلیسی: The Sopranos) عنوان سریالی تلویزیونی است ساخته کشور آمریکا که با ژانر درام و مافیایی ساخته شده‌است. داستان فیلم مربوط به خانواده مافیایی آنتونی سوپرانو، رئیس مافیایی خیالی در شهرهای نیوجرسی و نیویورک می‌باشد. این مجموعه تلویزیونی ساخته دیوید چیس می‌باشد.

جملات تکی[ویرایش]

–زندگیم داره مثه یه تیکه پنیر از هم می‌پاشه!
–مسئولیت بیشتر دردسر بیشتری هم دار.
–علم روانشناسی اینطوریه، ظاهراً اون چیزی که حس میکنی، واقعی نیس. و اون چیزی که حس نمی‌کنی، واقعیته!
–باید از سلامتی استفاده کنی و الّّا از دستش میدی!
–دخترا تو مراقبت کردن از مادراشون، خیلی بهتر از پسران.
–هی هیچوقت نگو که از زندگی متنفری، کفرگویی به حساب میاد!
–جوونای امروزی حتی واسه زیر قبر رفتن هم لباس ورزشی می‌پوشن![۱]
–بعضی زن‌ها وقتی لباس ساده می‌پوشن سکسی‌تر هستند![۲]
–هیچی از یه اسلحه‌ای که خالیه بی‌مصرف‌تر نیست[۳]
–کسی که احترام بذاره احترام می‌بینه[۴]
–پیروزی صدها پدر داره، اما شکست یک یتیمه![۵]
–پول رو با اهمیت دادن اشتباه نگیر[۶]
–مزخرفاتو کم کنید، پول زیاد میشه، به همین سادگی![۷]
–هر کدوم از ما توی این دنیای لعنتی تنهاییم[۸]

گفتگوها[ویرایش]

مهم نیست چقدر با دوستات صمیمی باشی چون اونا تو لحظات حساس ناامیدت میکنن، تنها خانوادس که میتونی بهش تکیه کنی.

فصل یک[ویرایش]

دکتر ملفی: آیا هیچ تردیدی نسبت به شغل و زندگیتون ندارین؟
تونی: متوجه شدم که باید دلقکِ غمگین باشم. اینکه از بیرون بخندم اما از درون گریه کنم.
دکتر ملفی: بالأخره بعضی آدما هستن که شخصیت چندان ایده‌آلی برای تبدیل شدن به پدر و مادر ندارن
تونی: دست بردار! مامانم یه پیرزن شیرین و خواستنیه
دکتر ملفی: تنها چیزی که بین زنهای موجود در زندگیت مثل مادرت، همسرت و دخترت، مشترکه چیه؟
تونی: همشون اعصاب خوردکن هستن! نه، می‌دونم چی داری میگی. همشون ایتالیایی هستن، خب که چی؟[۹]

فصل سه[ویرایش]

تونی [خطاب به رالف]: من توی فکر این هستم که پدر باشم که سخت‌ترین کار هست. این سخت‌تر از همه کارهایی هست که ما انجام می‌دیم (مثلاً امورات مافیا).[۱۰]
ژنرال کارل تسوینگلی (مدیر کالج نظامی) [خطاب به تونی و کارملا]: ما دامنه انتخابات زیادی برای فرزندانمون ایجاد کردیم. تقصیر اونا نیست که گیج شدن. و وقتی اوضاع اشتباه پیش میره، اونا رو میفرستیم به دوره‌های ترک اعتیاد!

فصل چهار[ویرایش]

قسمت 1[ویرایش]

کورادو [خطاب به تونی]: حق با توئه، یه جنده به من لبخند زد انگار که دوباره متولد شدم. یه زمانی غریزه هیچوقت نمی‌ذاشت شکست بخورم![۱۱]

قسمت 8[ویرایش]

والنتینا لا پاز [خطاب به تونی]: تو فکر میکنی کارم بامزه بود؟
تونی: آره، اما چیزی که به نظر من بامزه میاد همون چیزیه که به نظر یه بچه کوچولو بامزه میاد![۱۲]

پیوند به بیرون[ویرایش]

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل یک، قسمت 6، دقیقۀ 5:50.
  2. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل یک، قسمت 6، دقیقۀ 5:50.
  3. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل سه، قسمت 9، دقیقۀ 47:21.
  4. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل دو، قسمت 12، دقیقۀ 08:42.
  5. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل سه، قسمت 12، دقیقۀ 43:03.
  6. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل سه، قسمت 13، دقیقۀ 49:04.
  7. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل چهار، قسمت 1، دقیقۀ 19:01.
  8. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل چهار، قسمت 5، دقیقۀ 17:02.
  9. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل یک، قسمت 6، دقیقۀ 4:07 تا 4:17.
  10. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل سه، قسمت 4، دقیقۀ 15:38 تا 15:40.
  11. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل چهار، قسمت 1، دقیقۀ 48:46 تا 48:51.
  12. خانواده سوپرانو (سوپرانوها)، فصل چهار، قسمت 8، دقیقۀ 09:40 تا 09:41.