حبیب الله بلبل

از ویکی‌گفتاورد

سرنامه کتابم از نام توست زیبا

ای من فدای نامت ای قادر توانا

از قدرت قدیمت شد لوح کرسی آباد

هفت آسمان به قدرت بنمودی تو برپا

هم ارض هم سما را هم آدم و هوا را

از نیستی به هستی خود کرد هیی تو پیدا

خورشید ماه انجم در یدِ اختیارت

فرش زمین و افلاک پیش تو یک سپر کاه

خود عالمی و عامل خود قادری و کامل

واقف ز حال موری جنبد اگر ته چاه

باران فیض بارت کز ابر رحمت توست

عالم برت ثنا خوان از فرش تا ثریا

ما بندگان عاصی در پیشگاه ذاتت

جز عجز سر نداریم ای پادشاه شاها

بلبل به بی زبانی وصفت چه می توان گفت

موصوف شد به قرآن وصف تو قل هو الله

حبیب الله بلبل رح