بهاره رهنما

از ویکی‌گفتاورد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بهاره رهنما (۱۳۵۲/ ۱۹۷۳ م) بازیگر ایرانی.


گفتاوردها[ویرایش]

  • «عشق مرد و زن نمی‌شناسد. با این وجود عشق گزینه نخست زن هاست و برای مردان می‌توان ابتدا ویژگی‌های دیگری را بر شمرد. در متون دینی، ادبیات جهان و دنیای نمایش، همیشه این زن‌ها هستند که عشق را نمایندگی می‌کنند. عشق در نهاد زن گذاشته شده است که نمونه بارز آن حس مادری است. این ویژگی زن است و نه دلیل برتری او بر مرد... اینکه خدا عشق را برای زن آفریده است، یک برتری نیست، بلکه ویژگی آفرینش است. بحث تمایز زن و مرد است و نه چیز دیگر. در عوض مردها هم ویژگی‌های مثبتی چون حس قوی حمایت و رفاقت دارند که در زنان کمتر است.»[۱]
  • «من همیشه دنیای ادبیات و هنر را بالاتر از عرصه سیاست می‌دانسته‌ام. رویدادهای سیاسی و اجتماعی هم تنها پس زمینه کارهای من را شکل می‌دهند. علاوه بر این، روان‌شناختی آدم‌ها برایم همیشه اهمیت داشته، اینکه چگونه با بحران‌ها روبرو می‌شوند و روح و جانشان چگونه تاثیر می‌پذیرد. در واقع بحران و رویداد، تنها یک بستر و زمینه ساز است و نه اصل ماجرا.»[۲]
  • «من با این تعبیر که تئاتر هنر خواص است و نباید و نمی‌تواند همه فهم باشد، مخالف هستم. من موافق نمایشی هستم که تماشاگران با احساس آن را ببینند، لذت ببرند و به فکر هم فرو بروند. با گسترش این گونه نمایش‌ها، می‌توان به وسیع شدن دایره مخاطبان هنرهای نمایشی و رشد تئاتر خصوصی امیدوار شد که البته نیازمند توجه دولت به ساخت سالن‌های بیشتر و مناسب‌تر است.»[۳]
  • «آدم‌ها تفکرات و تمایلات و آرزوهایی دارند که گاهی با خودم فکر کرده‌ام، همه اینها مسیر زندگی‌شان را مشخص می‌کند. یعنی این تمایلات و علایق، آدم را در همان مسیر هدایت می‌کند و کاری می‌کند که آدم به تفکرات و تمایلاتش نزدیک شود.»
    • روزنامه شهروند، شماره ۶۹۰، ۲۶ مهر ۱۳۹۴[۴]
  • «مدت‌هاست جوان‌هایی را می‌بینم که تکلیفشان با خودشان و دنیا هیچ معلوم نیست، در مقابل هر سؤالی با قیافه‌ای مغموم و البته حق‌به‌جانب جواب می‌دهند: نمی‌دانم! بین رفتن و ماندن سال‌هاست که مرددند، بین انتخاب کار یا تحصیل، بین ماندن با یکی از دو عاشق خود، بین ایمان و بی‌اعتقادی.»[۵]
  • «واقعیت این است که هیچ‌چیز برای یک پدر و مادر از دیدن فرزندی که راه و رؤیایی پیش‌رو ندارد دردناک‌تر نیست.»[۶]
  • «گاهی باید در را روی صورت خودمان بکوبیم حتی دستمان لای در بماند و آسیب ببیند. درد دارد، اما لااقل این در کوفتی را خودت بستی و خلاص! دست‌كم لای نیمه در بهترین روزهایت را هدر ندادی و چشم‌ها، لب‌ها و دست‌هایت تبدیل به مجسمه و دکمه و سنگ نشدند. باور کنیم که اغلب این معلق‌ماندگی‌ها تقصیر خود ماست و بس، من عاشق این آیه زیبای قرآن هستم: خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر به خواست خودشان... .» [۷]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ