بهاءالدین عاملی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

بهاءالدین عاملی معروف به شیخ بهائی (۱۵۴۷–۱۶۲۱)محقق اسلامی شیعه، فیلسوف، معمار، ریاضیدان، ستاره‌شناس ایرانی لبنانی‌اصل.

  • همه روز روزه رفتن همه شب نماز کردن.
  • همه ساله حج نمودن هوس حجاز کردن.
  • به معابد و مساجد همه اعتکاف جستن.
  • ز مناهی و ملاهی همه احتراز کردن.
  • شب جمعه‌ها نخفتن به خدای راز گفتن.
  • ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن.
  • به خدا قسم که آنرا ثمر آنقدر نباشد.
  • که به روی ناامیدی در بسته باز کردن.

گفتاورد[ویرایش]

  • هر جنبنده‌ای که بر روی زمین است، مرگ را ناخوش می‌دارد؛ و اگر به چشم خرد بنگرد، راحتی بزرگ در مرگ است.
    • کشکول
  • عشق، جذب دل‌هاست به نیروی مغناطیس زیبایی و کیفیت این جذب، به اندازه‌ایست که هیچ بیانی، توانایی آن را ندارد؛ و از آن، به عباراتی تعبیر می‌شود، که بیشتر، آن را می‌پوشاند. مانند (زیبایی) که درک شدنی است، اما به وصف نمی‌گنجد و یا همچون (وزن شعر) است.
    • کشکول
  • اگر روزگار، مرا از همنشینانم جدا دارد، از تنهایی خود در میان مردم شکوه نمی‌کنم؛ که همواره اشتیاق یارانم را با خویش دارم واندوه، یار منست و با آن خو گرفته‌ام.
    • کشکول
  • گفته‌اند: اندوه نیمی از پیری‌ست. دوستی نیمی از خردمندی‌ست. پس اگر دوستی نیمی از خردمندی‌ست، کینه‌توزی دیوانگی کامل است.
    • کشکول
  • بهترین خدمتگزار آنست که رازدار، بی‌آزار، کم‌هزینه، پُرکار، کم‌گو، شاکرنعمت، خوش زبان، زودفهم، پاک‌چشم و بی‌اسراف باشد.
    • کشکول
  • سازگاری با خوی مردم، آدمی را از آسیب‌های آنان در امان می‌دارد.
    • کشکول