بابک خرمدین

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

بابک خرمدین رهبر اصلی شورشیان ایرانی خرمدین است که بعد از مرگ ابومسلم بر خلافت عباسی شوریدند

نقل قول[ویرایش]

بابک در جواب نامه پسرش که از او خواسته بود تسلیم افشین سردار خلیفه شود گفت: "اگر به من پیوسته بودی و دعوت خویش را دنبال کرده بودی تا روزی کار به تو رسد پسر من بودی، اما اکنون به نزد من به درستی پیوست که مادر بدکاره‌ات خراب بوده. ای پسر زن بدکاره، شاید که من از این زنده بمانم، من عنوان سالاری داشته‌ام و هر کجا باشم یا یادم کنند، شاه باشم، اما تو از تخمه‌ای هستی که خیری در آن تیست. شهادت می‌دهم که پسر من نه‌ای، یک روز که زنده باشی و سالار باشی از آن بهتر که چهل سال زنده باشی و بنده‌ای باشی زبون."[۱]


درباره او[ویرایش]

  • این را همه پذیرفته‌اند که «خرمیان نمایندگان احساسات ملی ایران بودند که مشتاقانه در انتظار بازگرداندن حکومت پادشاهی ایران،در مقابل گرایش‌های جهانی مانویان بودند.» ولی برای جمعیت ایران بابک و جنبش او مفهوم دیگری داشت،زیرا از آن زمان هویت جمعی دینی،شیوه عمده معرفی به شمار می‌رفت.اشپولر به درستی گفته است که منابع بومی درباره جریان‌های پنهان ملی و دینی درباره اندیشه احیای شهریاری ایرانی خاموشدند و منابع پیشگویانه فارسی میانه خطر بابک را آشکار می کنند و نظر مبهمی درباره خرمیه دارند.
  • اگر ما اسم فردی را که در طول تاریخ از او جز دشمنی و کینه نسبت به اسلام چیز دیگری سراغ نداریم و هیچ فضیلتی در او نمی‌بینیم، جز اینکه با مسلمین می جنگیده، روی بچه‌مان بگذاریم، مثلاً اسم او را بابک بگذاریم، بچه‌مان فردا بزرگ می شود، با خود می گوید اسم دوستانم را حسن، حسین، عباس، علی و مرتضی گذاشته‌اند، اسم من هم بابک است؛ من هم بروم سراغ هم اسم خودم ببینم او کیست وقتی می رود سراغ او، می بیند در زندگی آن آدم از نظر انسانی چیزی نیست و جز جنایت و مبارزه با اسلام چیز دیگری وجود ندارد. به دروغ از او تعریف می کنند، می گویند بابک با اعراب می جنگید. کجا بابک با اعراب می جنگید ؟! بابک با ایرانیها می جنگید نه اعراب. بابک را ایرانیها کشتند و دویست و پنجاه هزار کشته دادند.عرب اصلاً یک نژاد کوچکی بود و افراد زیادی نداشت. سردارشان یک ایرانی به نام افشین بود که با بابک می جنگید، نفراتش هم همه ایرانی بودند. تاریخ را شما بخوانید می بینید شعارها ایرانی است، اسمها همه ایرانی است. ایرانیهایی که با بابک می جنگیدند گرزی داشتند اسمش را گذاشته بودند کافرکوب. بابک با اسلام و مسلمین می جنگید، با عرب نمی‌جنگید، عربی در کار نبود. معتصم خلیفه بود ولی او که با معتصم نمی‌جنگید. اگر ایرانیهای مسلمان بابک را یک عنصر ضد اسلامی تشخیص نمی‌دادند که با او به نفع معتصم نمی‌جنگیدند. ایرانیها از معتصم نهایت تنفر را داشتند ولی حاضر نبودند به قیمت جنگیدن با معتصم بیایند بابک ها را تائید کنند. می دیدند اگر امر دائر بشود میان بابک و معتصم، باز معتصم از بابک بهتر است.


  • «بابک خرم دین، کسی بود که اردبیل را تاراج کرد و در منطقه عرشه اردبیل به قدر موی سر به کشتار مردم اقدام کرد و تأثرانگیز است که بابک خرم دین به عنوان یکی از مفاخر اردبیل مطرح می شود در حالی که او مزدکی و آدم کش بوده است».


  • «شبهه ای در کفر و الحاد بابک خرم دین نیست. ترویج افکار و دفاع از مواضع او ترویج باطل و معارضه با اسلام و برای تضعیف هویت اسلامی جامعه است و صرف بیت المال و مال شخصی در جهت اشاعه نام و یاد او همه حرام است. باید مسئولین امور جداً از این گرایش ها جلوگیری نمایند».

پانویس[ویرایش]

  1. تاریخ طبری، جلد 13، ص 5846
  2. دریایی، تاریخ و فرهنگ ساسانی، ۱۳۷-۱۱۳۸.
  3. مطهری، پانزده گفتار، 166-167.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ نقره کار،مسعود (در تاریخ ۲۰,۰۹,۱۳۸۹-). قضیه قتل ها مثل این که گریبان ما را گرفته. انقلاب اسلامی. بازدید در تاریخ 29-06-2011.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ نفره کار، مسعود (در تاریخ ۱٨ آذر ۱٣٨۹). قضیه قتل ها مثل این که گریبان ما را گرفته. اخبار روز. بایگانی شده از نسخهٔ اصلی در تاریخ 15/5/2012.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ نقره کار،مسعود (در تاریخ 26 مرداد 1385). ایران، قتلگاه دگراندیشان (بخش دوم). خبرنامه گویا. بایگانی شده از نسخهٔ اصلی در تاریخ 9/5/2013. بازدید در تاریخ 29-06-2011.

منابع[ویرایش]