احمد مفتی‌زاده

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
Ellameh Ahmad Moftizadeh.jpg

احمد مفتی‌زاده (بهمن ۱۳۱۱ سنندج - ۲۰ بهمن ۱۳۷۱ تهران) متفکر مسلمان، اسلام‌شناس و مجتهد اهل سنت ایران بود که در استان کردستان فعالیت داشت.

بدون منبع[ویرایش]

  • ما «محک» نیستیم برای ارزیابی دیگران تا اگر موافق ما باشند خوب و اگر مخالف ما باشند بد باشند. از این خصلت‌های خودپرستانه و شرک آلود خود را برهانید اگر کسی دیگر، دچار چنین اشتباهی شد شما حذر کنید.
  • علت دردها و مشکلات انسان، ضعف فرهنگی، علمی، کمبودکتاب و کمبود آموزش‌های اخلاقی نیست بلکه علت اصلی آن عدم وجود تزکیه می‌باشد فقط از دین بر می‌آید زیرا همزمان ذهن و قلب انسان را پرورش می‌دهد.
  • اساسی‌ترین مسئله برای هر مسلمان در هر شرایط و وضعیت که پیش و بیش از هرچیز مراقب درون و نفس خود باشد زیرا در اسلام اصلاح ضمیر دشمن (شیطان) و بستن راه‌های نفوذش در دنیای پیچیده درون جهاد اکبراست و پایه و اساسی است برای جهاد اصغر یعنی شکست دشمن در دنیای بیرون که به التبع ساده‌تر از جهاد دنیای درون است.
  • تنها عامل بدبختیهای مسلمانان بیگانه شدن از قرآن بود؛ و اکنون نیز تنها وسیله آگاه شدن و خوشبختی و رستگاری مسلمانان و رهایی از بند اسارت جهانخواران و دامهای تزویرشان فقط بازگشت به سوی قرآن است و جز این راهی درست و مستقیم وجود ندارد.
  • شجاعت و تواضع را چنان در خود نیرو بدهید که از مطرح شدن بترسید.
  • تکالیف بر حسب تفاوت شرایط، متفاوت است.
  • کسی نزد خدا محبوب تر است که به خاطر رضای خدا با خدمت به دین و بندگانش تحمل و گذشتش بیشتر باشد حتی نسبت به اشتباهات و خطاهای مسلم دیگران.
  • در تبلیغ دین، علاقه به هدایت و خوشبختی مردم، اساس کار است.
  • «قلب ناسالم»، با سختی و، اخمویی و، بی‌اعتنایی به غیر و، خشکی و، کینه و... ، سازگار است؛ و «قلب سالم» با نرمی و خوشرویی و عطوفت و حسّاسیت و صفا و...
  • توجّه داشته باشید طُرق وسوسه شیطان، متغیر است. اگر کسی، در مورد بعضی از محرّمات، به درجهٔ «اطمینان نفس» رسید، گمان نکند که: دیگر، بر نفس خود، در آن موضوع تسلّط کامل یافته؛ چنان‌که در هیچ شرایطی، دچار تزلزل نگردد. حتّی اگر در آن موضوع، حصار تقوی را، گرداگرد خود بکشیم، ممکن است: همین «گمان حصول اطمینان نفس» بزرگترین شکافی گردد که شیطان، از آن، سمّ کشندهٔ «عجب» را، بر قلوبمان بپاشد؛ که این خود، از اصل همان گناه، زیانبار است.
  • «شوخی»، با شروط آن، از ارزشهای اخلاقی است. اسلام، خشکه مقدسی و، زندگی و روابط خشک و تمام مقرّراتی را نمی‌پسندد.
  • امّا مسئله‌ای مهمّ، که روح مسلمان، و حیات «جهاد اکبر» -ونیز «اصغر» -، و اساس رابطهٔ انسان با پروردگار، و تنها نشانهٔ ایمان آگاه، و فعّال است؛ و بدون آن، موجودیت ایمانی، نه مفهوم دارد؛ و نه واقعیت خارجی، «دعاء» است. دعاء، روح و مغز نماز است؛ و نماز هم، تنها وسیلهٔ رابطهٔ منظم خلق با خالق؛ و ناهی از فحشاء ومنکر. اگر توفیق الهی رفیق شود، بحث زیاد دربارهٔ دعاء، و کار زیادتر برای یافتن لیاقت دعا، باید بشود.
  • همه شما را به اجتناب از منهیات ششگانه سوره حجرات توصیه می‌کنم و متوجه باشید که در حالت گناه و آلوده شدن به ناپاکی‌ها چقدر در نظر خدا زشت هستید.
  • خواهران و برادرانم! محببت شما نسبت به من، در صورتی با ارزش است که موافق با محبت و رضای خداوند باشد و فردای مرگ و قیامت با آن خوشحال و سرافراز باشید. آخر اگر اصلاً من و تمام آثارم و همهٔ شما و این نسل و این صده نباشیم، یکهزارم آن ضرر را، به بشریت تا هنگام زوال زمین و آسمان نمی‌رساند، که تحریف و تغییر یک اصل دینی آنهم در محدوده شرک و توحید متوجه بشر می‌سازد.
  • در اسلام مسئولیت انسان مسلمان، مرز و حدّی مشخص ندارد. اصولاً مسلمان بودن برابر است با مسئولیت و این مسئولیت وجود مادی و معنوی فرد را تا پهنه هستی در بر می‌گیرد . منتهی گسترش و افزایش شعاع‌ها و دایره‌های مسئولیت به تناسب افزایش و گسترش امکانات فرد بستگی دارد.
  • تکفیر بعضی از فرقه‌های اسلامی پایبند و معتقد به اصول عقاید اسلامی (هر چند به طور آشفته) خلاف موازین اسلامی می‌باشد.
  • «خیر النّاس أنفعهم لِلنّاس» خدمت به خلق از آثار تقوا می‌باشد امّا به شرطی که: _ همراه با تواضع باشد. _ بدون توقع مادی و معنوی باشد. _ با تحمّل صمیمانه و آسان انتقادات و توقعات دیگران همراه باشد. _ در صورت بروز هرگونه قصور یا تقصیر، صمیمانه به آن اعتراف نموده و از آن متأثر شوید نه اینکه به توجیه و عذر تراشی و تهمت زدن به دیگران متوسل شوید.
  • به اقتضای دو اصل «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» و «لا یومن احدکم حتّی یحب لاخیه ما یحب لنفسه» مکلفیم هر آنچه برای خود دوست داریم و می‌پسندیم برای همه مسلمانان بدون استثناء دوست داشته باشیم.
  • با توجه به نص إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ قصور از این دو وظیفه (که صورت‌های اجرائی گوناگون و فراوانی دارند) عصیان است: اوّل _ جدّ و جهدی صادقانه و پیگیر بر اساس روش اسلامی برای رفع کدورتها و بیگانگیها و ... دوّم _ کوشش برای شرایطی که دانشمندان همهٔ فرق اسلامی با صمیمیت و شوق ایمانی، به بررسی یک یک مسائل بپردازند. تا امّت اسلامی و دین زنده شوند.
  • محبّت نسبت به خود، مفهوم و مصادیقی دارد مخالف با خودخواهی. خودخواهی آثار ناگواری برای فرد دارد که اصلی‌ترین آنها «استکبار» می‌باشد که آن هم صورت‌ها و جلوه‌های گوناگونی دارد از جمله: خود را بزرگتر و بهتر از دیگران پنداشتن، بر دیگران مخصوصاً ضعیفا، تکبّر نمودن، برخورد تحقیرآمیز با اطرافیان ، انتظار دست به سینه شدن و اطاعت بی چون و چرا دیگران (از افراد خانواده گرفته تا جامعه).
  • بت‌پرست مخلص بهتر است از ریاکاری (منافقی) که در مسجدالحرام سجده می‌کند ...
  • خدایا به خاطر من بنده‌ای را عذاب مده؛ به خدا قسم، حاضرم همه عمر در دنیا رنج بکشم و زیر شکنجه باشم اما تمام بندگان خدا هدایت و سعادتمند گردند…

منابع[ویرایش]

  • مجموعه نامه‌های ۱ تا ۱۲
  • وصیت نامه
  • شورای مدیریت مکتب قرآن

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ