آنا ماریا شوا
ظاهر

آنا ماریا شوا (به اسپانیایی: Ana María Shua) (زادهٔ ۲۲ آوریل ۱۹۵۱) یک نویسنده آرژانتینی است. او بهویژه بهخاطر فعالیتهایش در فیلمهای داستانک شناخته شده است.[۱]
گفتاوردها
[ویرایش]- «سرمایهداری وحشی و جهانی شدن در دهه ۱۹۹۰ همان چیزی را که دیکتاتوری در دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد به پایان رساند. سیاست دولت به نفع تجارت بزرگی بود که به دنبال تصرف بازارهای محلی بودند.»
- «من سعی میکنم تکههایی از هرج و مرج واقعیت را بگیرم و آنها را در کیهان کوچک و جعلی و ضروری داستان شکل دهم.»
- «در هنر اخلاق و زیباییشناسی یکسان است. یا حداقل به روشی پیچیده یکپارچه شدهاند.»
- «یک ترجمه خوب باید نه تنها معنای متن را برای خواننده به ارمغان بیاورد، بلکه باید موسیقی آن - ریتمهای آن - را نیز به مخاطب برساند.»
- «من نوشتن را با خواندن ادبیات آمریکای شمالی یادگرفتم، من عاشق ادبیات شما هستم، اما این احساس را دارم که اگر کشوری فقط ادبیات خودش را بخواند، اکسیژنش تمام میشود.»
- «خانه متعلق به خانواده است. این مکانی نیست که شما انتخاب کردهاید، بیشتر یک فضای تحمیلی است، فضایی دلخواه - فضایی که قوانین آن را کاملاً درک نمیکنید.»
- «مهم نیست یک داستان کوتاه چقدر کوتاه باشد، باید شامل اتفاقی در زمان باشد که وضعیت چیزها را تغییر دهد. این تنها راه برای گفتن یک داستان است.»
- «ادبیات چیست؟ چگونه میتوانید آن را توضیح دهید؟ چرا نویسندگان مینویسند؟ چرا خوانندگان میخوانند؟ دانستن کافی نیست. ما میخواهیم بفهمیم. اگر دانستن و دانش دغدغه اصلی و تنها دغدغه ما بود، هنر هرگز به وجود نمیآمد. ما علم و شاید روزنامهنگاری داشتیم… اما ما با اطلاعات ساده در مورد آنچه اتفاق افتاده راضی نیستیم. ما به چیزی بیش از یک حکایت نیاز داریم. ما به داستانی نیاز داریم که به هرج و مرج گیجکننده زندگی شکل و معنا ببخشد. ذهن ما به نظمی نیاز دارد که در زندگی واقعی وجود ندارد.»
- «من به سطح فرهنگیمان در آرژانتین افتخار میکردم. این شیوهٔ تنفس و مقاومت ما بود و ناگهان مجبور شدیم با انتخاب هر کلمه با نگرانی، از واقعیت اجتناب کنیم.»
