آل پاچینو

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

آل پاچینو (۱۹۴۰) بازیگر و کارگردان آمریکایی و از برندگان جایزه اسکار

Colored dice with white background
Colored dice with white background

گفتاوردها[ویرایش]

  • «آسان است که چشم‌ها را فریب دهی، امّا فریب دادنِ قلب‌ها آسان نیست.»[۱]
  • «غرور گناه مورد علاقه من است.»[۲]
  • «من به بادیگار نیاز ندارم، خودم بچهٔ برنکسِ پایین‌ام[۳]
  • «زندگی در اوج شهرت به جهنم می‌ماند. یاد گرفته‌ام که در زندگی چگونه با شهرت کنار بیایم. پیش آمده که سال‌ها به یک خواربار فروشی نرفته‌ام یا در پیاده‌رو قدم نزده‌ام. برای فرزندانم سخت است که با من به اماکن عمومی بروند. شهرت الان با شهرت در ۲۰ سال پیش خیلی تفاوت کرده است. نمی‌دانم که چرا شهرت امروزه تا این اندازه به زندگی در جهنم تبدیل شده است! اگر در زندگی‌ام لحظه نادری پیش بیاید که بتوانم بدون آنکه کسی من را بشناسد به جایی بروم در واقع آن لحظه لوکس‌ترین لحظه زندگی‌ام خواهد بود.»[۴]
  • «پول هیچگاه در زندگی‌ام مهم نبوده است. در زندگی‌ام زمانیکه جوان بودم آدم ولخرجی بود: پس از دانشگاه اغلب بیکار بودم، حتی چند روز مجبور شدم، جلوی یک مغازه در خیابان بخوابم ولی هیچگاه انسان مادی نبوده‌ام اگرچه در حال حاضر سبک‌زندگی‌ام چنین چیزی را به من تحمیل می‌کند.»[۵]
  • «سخت‌کوشی را از پدربزرگ گچ‌کارم یاد گرفتم. پدربزرگم، «جیمز جراردی»، سخت‌کوش بودن را به من آموخت، او یک یک گچ‌کار بود و در ضمن در کنار این کار در هر کار دیگری نیز تبحر داشت که در واقع کار را لذت زندگی می‌دانست. آنچنان‌که من با این طرز تفکر بزرگ شدم و اکنون این لذت از کار است که من را به ادامه کار ترغیب می‌کند.»[۶]
  • «طلاق والدینم، نوجوانی‌ام را با مشکل روبرو کرد. اگرچه یک نوجوان خارج از کنترل نبودم ولی با از این مسئله چندان هم دور نبودم، معلمانم به این نتیجه رسیده بودند که من به پدر نیاز دارم. والدینم زمانی‌که من تنها ۲ سال داشتم از یکدیگر جدا شدند، پس از آن پدرم در زندگی حضور نداشت. می‌خواهم که من در رابطه با فرزندانم اینگونه نباشم (جولی ۲۵ ساله و دوقلوهای ۱۴ ساله‌ام آنتون و اولیویا). می‌خواهم رفتار مسئولانه‌ای نسبت به آنها داشته باشم و زمانم را میان آنها تقسیم کنم.»[۷]
  • «فرزندانم زندگی‌ام را هدفمند کردند. قبل از اینکه این سه فرزندم را داشته باشم، در زندگی بی‌هدف دور خودم می‌گشتم. بازیگری هم همه چیز من بود ولی اکنون به خاطر آنها، بازیگری تنها بخش کوچکی از زندگی‌ام را به خود اختصاص داده است.»[۸]
  • «بدترین خاطره زندگیام از دست دادن مادرم و پدربزرگم در یک سال است. مادر و پدربزرگم، مهمترین افراد زندگی‌ام بودند و زمانی‌که تنها ۲۲ سال داشتم هر دو آنها را در یک سال از دست دادم و همین مسئله مرا به بیراهه کشاند آنچنانکه زندگی در دهه ۷۰ بر باد رفت ولی سرانجام در سال ۱۹۷۷ تصمیم گرفتم که اعتیادم به مشروبات الکلی را ترک کرده و به کارم چسپیدم.»[۹]
  • «علاقه‌ای به شبکه‌های اجتماعی ندارم. متوجه ارزش و قدرت رسانه‌های اجتماعی هستم ولی امور مربوط به این شبکه‌ها را خودم شخصاً انجام نمی‌دهم. یک صفحه فیس بوک دارم که حدود ۵ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر آن را لایک کرده‌اند، واقعاً این چه معنایی می‌دهد؟ نمی‌دانم، البته من داشتن این صفحه را به عنوان ابزاری برای دریافت پیام‌های شما ارزشمند می‌دانم.»[۱۰]
  • «مایکل کورلئونه سخت‌ترین نقش کارنامه کاری‌ام بوده است، می‌خواستند مرا اخراج کنند. نقش «مایکل کورلئونه» در فیلم «پدرخوانده» سخت‌ترین نقشی بوده که من در همه این سال‌ها بازی کرده‌ام. من او را یک گانگستر نمی‌دیدم، من قدرت او را با تمام ابهام و پیچیدگی‌اش حس می‌کردم. متأسفانه استودیو در ابتدا متوجه این مطلب نبود و به فکر این بود که این نقش را از من بگیرد و این درست همان سال‌های ابتدایی ورود من به حرفه بازیگری بود. یک پروژه مهم سینمایی با حضور «مارلون براند» و در این دوره هیچ‌کس جز «فرانسیس» (فورد کاپولا) مرا نمی‌خواست.»[۱۱]
  • «پدربزرگ و مادربزرگم اهل شهری در سیسیل با نام کورلئونه هستند. چنین تشابهی آیا سرنوشت است؟ بله ممکن است؛ ولی خوب خیلی عجیب است، زندگی پیچیدگی‌های بسیاری دارد.»[۱۲]
  • «مردم فکر می‌کنند که میان من و رابرت دنیرو رقابت و هم‌چشمی است. من او را به خوبی می‌شناسم، او یکی از دوستانم است و موقعیت‌های مشابه زیادی برایمان روی می‌دهد. من عاشق نقش‌های کمدی او هستم. او حقیقتاً بازیگر با استعدادی است.»[۱۳]

منابع[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ