پرویز شاپور

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو

پرویز شاپور(زاده ۵ اسفند/ ۵ خرداد ۱۳۰۲ در قم، درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ در تهران) نویسنده ایرانی است. شهرت او به دلیل نگارش کاریکلماتور، نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند.


[ویرایش] منبع دار

[ویرایش] بدون منبع

  • «سنجاق تنها چیزی از آهن است که برای وصل آمده نه فصل»
  • «کسی که فکر می کند داناییش کامل است مانند کسی است که در درون خانه قفلی بر روی خود زده باشد.»


[ویرایش] کاریکلماتور های شاپور

نمونه های از کالیکلماتور های پرویز شاپور که در نشریهه ها بخصوص خوشه به سردبیری احمد شاملو چاپ می شدند.
  • وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهی‌ها صلوات فرستادند.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می سازم.
  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
  • به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
  • قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی.
  • قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
  • غم، کلکسیون خنده ام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!


Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار