مسیر سبز
از ویکیگفتاورد
مسیر سبز فیلم
- کافی: خيلی خستهام، درب و داغونم.
- بیل: دارن جشن میگيرن، دارن کبابش میکنن.
- کافی: نامم کافیست ، اما مثل کافی، صرف نمیشود.
- کافی: خسته از تنها سفر کردن، خسته از اين که چرا آدمها بايد همديگر را تا اين حد اذيت کنند...
- کافی: بهخاطر چيزی که هستم متأسفم!؟
- کافی: آنها را به خاطر عشقشان کشتند، هميشه چنين بوده است، همواره همينطور است.
- پل: من چه میتوانم بگويم؟!
- کافی: به او خواهی گفت که از سر لطف، آن کار را کردی
- پل: من یکی از معجزات خدا را کشتم
[ویرایش] پیوند به بیرون
پل :ميترسم وقتي روز قيامت خدا ازم ميپرسه چرا يكي از معجزات منو كشتي چي دارم جواب بدم. بگم كارم اين بوده؟