ماتریکس

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

ماتریکس فیلمی به گارگردانی اندی واچوفسکی و لری واچوفسکی.

مورفیوس[ویرایش]

مورفیوس: متاسفانه، به هیچکس نمیشه گفت ماتریکس چیه، خودت باید اون رو ببینی.

مورفیوس: اونها کشتزارگاه هستن نیو. کشتزارگاه‌هایی بی نهایت. جایی که نوع بشر دیگر به دنیا نمی‌آید. ما کاشته می‌شویم.

مورفیوس: به دنیای واقعی خوش آمدی.

مورفیوس: باید این رو بفهمی که اغلب این آدم‌ها هنوز آماده‌ی رهایی نیستند.

مورفیوس: خیال میکنی سرعت و قدرت من ربطی به عضلات من در این فضا داره؟ فکر میکنی داری هوا رو تنفس میکنی؟

ترینیتی[ویرایش]

ترینیتی: من می‌دونم چرا اینجا هستی نیو، می‌دونم چیکار می‌کردی ... چرا به سختی میتونی بخوابی، چرا تنها زندگی میکنی، و چرا هر شب پشت کامپیوترت میشینی. داری دنبالش میگردی. می‌دونم چون خودم هم زمانی دنبالش بودم. و وقتی منو پیدا کرد بهم گفت واقعاً دنبال اون نبودم. دنبال یک جواب بودم. این سوال که ما رو به حرکت در میاره. این سواله که تو رو به اینجا کشونده. تو سوال رو میدونی، همونجور که من میدونستم.

ترینیتی:خرگوش سفید را دنبال کن.

نیو[ویرایش]

نیو: همیشه امید هست!

نیو: قاشقی وجود ندارد.

نیو: اسم من نیو هست.


مامور اسمیت[ویرایش]

مامور اسمیت: تو درواقع در تمامی جرم‌های کامپیوتری که ما برای آنها قوانینی داریم٬ گناهکار شناخته می‌شوی.

مامور اسمیت: می شنوی آقای اندرسون؟ آن صدای اجتناب ناپذیری است. این صدای مرگ توست. خداحافظ آقای اندرسون.

سایرین[ویرایش]

دیالوگ[ویرایش]

پسرک یوگی: تلاش نکن که قاشق را خم کنی، این غیر ممکن است. در عوض سعی کن که حقیقت را درک کنی.

نیو: کدام حقیقت؟

پسرک یوگی : قاشق وجود ندارد.

نیو: قاشق وجود ندارد؟

پسرک یوگی: آنوقت متوجه می شوی که این قاشق نیست که خم می شود، این تویی که خم می شوی.


نیو: ماتریکس چیه؟

ترینیتی: جواب اون بیرونه نیو، و داره دنبالت میگرده. و اگر بخوای تو رو پیدا می‌کنه.


نیو: قصد داری چه چیزی به من بگویی؟ اینکه می توانم از گلوله ها جاخالی بدهم؟

مورفیوس: نه. من قصد دارم به تو بگویم که هنگامی که آماده باشی، نیازی به این کار(جا خالی دادن) نداری.

لینک های مرتبط[ویرایش]

ماتریکس 2، ماتریکس دوباره بارگزاری شده

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
ماتریکس
دارد.