لنگستون هیوز
از ویکیگفتاورد
لنگستون هیوز، (۱ فوریهٔ ۱۹۰۲ جابلین میسوری - ۲۲ می ۱۹۷۶ نیویورک) شاعر، داستاننویس، نمایشنامهنویس، داستانکوتاهنویس، و نوشتارنویس از سیاهپوست آمریکایی بود. او بیشتر به دلیل کارش در رنسانس هارلم نامدار است.
- دموکراسی
- با ترس یا با ریش گرو گذاشتن
- دموکراسی دس نمیاد
- نه امروز نه امسال
- نه هیچوختِ خدا.
- منم مث هر بابای دیگه
- حق دارم
-
- که وایسم
-
- رو دوتّا پاهام و
- صاحاب یه تیکه زمین باشم.
- دیگه ذله شدهم از شنیدن این حرف
- که: «-هرچیزی باید جریانشو طی کنه
- فردام روز خداس!»
- من نمیدونم بعد از مرگ
- آزادی به چه دردم میخوره،
- من نمیتونم شیکمِ امروزَمو
- با نونِ فردا پُر کنم.
- آزادی
- بذر پُر برکتیه
- که احتیاج
- کاشتهتش.
- خب منم اینجا زندهگی میکنم. نه؟
- منم محتاج آزادیم
- عینهو مث شما.
منابع [ویرایش]
- هیوز لنکستون. همچون کوچهی بیانتها. ۱۳۷۴،ترجمهٔ احمد شاملو. ۷۶.