قابوس وشمگیر

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو

قابوس وشمگیر

[ویرایش] بدون منبع

  • اگر از بیگانه نا ایمن شوی زود به مقدار نا ایمنی، خویش را از وی ایمن گردان.
  • با مادر و پدر چنان باش که از فرزندان خویش انتظار داری که با تو باشند.

منگر به حال کسی که حال او از حال تو بهتر باشد، بنگر به حال کسی که حال او از حال تو کمتر بود تا دائم از خدای تعالی خوشنود باشی.

سخن ناپرسیده مگو و کسی که پند نشنود پند مده و برملا کسی را پند مده.

تا توانی از کسی نیکویی دریغ مدار که یک روز نیکو بر دهد.

کاهلی فساد تن بود زنهار کاهلی مکن.

بپرهیز از نادانی که خود را دانا شمرد.

از مزاح ناخوش و فحش شرم دار صبور باش که صبوری عاقلی است.

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار