فریدا کالو
از ویکیگفتاورد
سلف پرتره با گردنبندی از خار، اثر فریدا کالو، سال۱۹۴۰
فریدا کالو (۱۹۰۷ - ۱۹۵۴) ، نقاش مکزیکی.
فهرست مندرجات |
دارای منبع [ویرایش]
- «آنها فکر کردند من سوررئالیست هستم، ولی این طور نبود. من هیچگاه رویا نکشیدهام. من رئالیسم خودم را ترسیم کردهام»[۱][۲]
- «همه چیز موجود است و تنها قانونی که ما را به حرکت وا میدارد، زندگی است. هیچ کس متمایز از دیگری نیست. هیچ کس تنها برای خود مبارزه نمیکند همهچیز، همهچیز است و در عین حال یکی است. ترس و درد و لذت و مرگ چیزی بیش از بخشی از وجود ما نیستند.»[۱]
- «امیدوارم که عزیمت دلپذیر باشد و امیدوارم که هرگز برنگردم.»
- (آخرین کلماتی که قبل از مرگ در دفترچهٔ خاطراتاش نوشت.)[۲]
بدون منبع [ویرایش]
- «من میکوشم که غمهایم را غرق کنم اما کثافتها یاد گرفتهاند که شنا کنند.»
- «من مریض نیستم. من شکستهام. اما تا زمانی که بتوانم نقاشی کنم خوشحال هستم.»
- «من در زندگیام دو تصادف بزرگ را تحمل کردهام... اولی تصادفی که با اتوبوس کردم و تصادف دیگری دیهگو است.»
درباره فریدا کالو [ویرایش]
تابلوی دو فریدا، ۱۹۳۹
- «نه درایین، نه من و نه تو هیچکدام در مرتبهای نیستیم که بتوانیم یک «سر» بکشیم آن گونه که فریدا کالو میکشد.»
- پیکاسو در تنها نامهاش به دیهگو ریورا [۱]
- «هنر فریدا کالو روبانی دور بمب است.»
- «فریدا تنها کسی است در تاریخ هنر که توان شکافتن سینه و قلب و گفتن حقیقت بیولوژیکی و این را که در آن چه احساس میکند، دارد.»
- «او اولین زن در تاریخ هنر است که با صراحت، بیرحمی و بدون ملاحظه به موضوعاتی میپردازد که تنها زنان با آنها برخورد میکنند.»
- دیهگو ریورا[۱]
- «فریدا به این دلیل موفق است که قادر نشان دادن چیزی است که معمولا نمیتوان نشانش داد.او این کار را با قدرت تصویرگریاش انجام میدهد و این تنها دلیل ِ یکتایی اوست.»
- کتوفون وابرر[۱]
- «فریدا در اغلب تابلوهایش چنان خود و زندگیاش را تصویر میکرد که پیش از آن کسی در تاریخ هنر از این فرم خودنگاری استفاده نکرده بود و سابقه نداشت که کسی شخصیت، داستان و موجودیت خود را با چنین سبک پیچیدهای تصویر کند و همانگونه که خودش را تصویر کرده، زندگی کند. و این تنها، کشف فریدا کالو است.
- کتوفون وابرر[۱]
- «در حقیقت هر یک از ما سرزمینی در خود داریم که که فریدا با قدرت خود را به آنجا میکشاند و آنچه او از درون ما با خود میآورد، اثری عمیق در روح ما بر جای میگذارد؛ شناختی دردناک همراه با ترس، امید و پیروزی. آنچه فریدا میگوید به همه ما مربوط میشود. او زندگیاش را پیش روی ما میگستراند، چون جادو در ما اثر کرده و با زندگیمان در میآمیزد.»
- کتوفون وابرر[۱]
پیوند به بیرون [ویرایش]
منابع [ویرایش]