شب
از ویکیگفتاورد
شب (در مقابل روز روشن) به معنای فاصله میان غروب تا طلوع خورشید است.
- شب طولانی است پس آن را با خوابیدن کوتاه مکن و روز صاف و زیبا و درخشنده است پس آن را با گناهانت آلوده مکن .
- شب را خدا آفرید ، اما تاریکی را انسان.
- منسوب به اسکات
- بارها پیش می آید که شب از خواب برمی خیزم و در مورد موضوع مهمی فکر می کنم و تصمیم می گیرم بروم و آن را با پاپ در میان بگذارم.بعد که کاملا از خواب بیدار می شوم متوجه می شوم که پاپ خودم هستم.
- پاپ جان بیست و دوم
- شب بود و شب پرده ی بسیاری از اعمال نیک و بد آدمی است.
- از کتاب شوهر آهو خانم نوشته ی صادق هدایت
- سر دو رکعت نماز چقدر باید این پلهها رو بیام بالا، برم پایین... من نمیدونم تو شب اول قبر چی میخوای جواب بدی؟ مجبوری تا نصف شب بشینی پای اون قوطی معصیت، زنهای لخت و عور رو نگاه کنی که صبح نتونی پا شی.
- از فیلم دایره زنگی
ضربالمثلها [ویرایش]
ضربالمثلهای فارسی [ویرایش]
- بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده
- خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره.
- هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی.