سربازهای جمعه

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو

عاصف: ببین نقره! شاید این آخرین دفعه باشه که شانسی با هم حرف می‌زنیم. چرا این بلا رو سر خودت میاری؟ چیکار می‌کنی با خودت؟ (با دیدن پوزخند نقره)، می‌دونم برای جواب دادن مهارت پیدا کردی،(با صدای بلند) اصلا تو ماهری، ماهر شدی، اعتیاد تو کدوم فرهنگ؟ اعتیاد یعنی چی؟

نقره: توطئه‌ای که آدم واسه خودش می‌کنه یعنی اعتیاد؛ انگار تو خواب دشنه بخوری بمیری، از خواب مرده بپری، ببینی تو رختخوابت پرِ خونه، قلبت کنارت، جدا از تو عین یه تیکه پلاستیک، بی‌خون سربه‌سرت میذاره: این اعتیاده؛ فارسی رو خوب حرف بزنی تو دهنت سرنگ باشه این اعتیاده عاصف!


ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار