از ویکیگفتاورد
بیگم (متخلص به «رشحه») دختر هاتف اصفهانی، تنها زنی است در ایران که خود، پدر، شوهر، فرزند و برادرش همه شاعر بودند. وی در سال (۱۱۹۸ هجری قمری) زاده شد و تا سال ۱۲۳۱ قمری زنده بودهاست.
[ویرایش] دارای منبع
| غم نه، گر خاکم به باد از تندی خوی تو رفت |
|
غم از آن دارم که محروم از سر کوی تو رفت |
| گلشن خلدش شود گر جا نیاساید دگر |
|
«رشحه» مسکین که محروم از سر کوی تو رفت |
| فلک کینه گرا دوش به آهنگ جفا |
|
نیم شب پای فرو هشت به کاشانه ما |
| گفتم از بهر چه کار آمدهای گفت که جور |
|
گفتم از بهر چه تقصیر بود گفت: وفا |
| هرکجا نام زدانش همه آفاق حجاب |
|
هر کجا ذکر به نامش همه افلاک حیا |
| جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم |
|
که بینم از تو وفایی گذشت عمر و ندیدم |
| سزای آنکه ترا برگزیدم از همه عالم |
|
ملامت همه عالم بین چگونه شنیدم |
| اگر چه سست بود عهد نیکوان اما |
|
به سست عهدیت ای مه ندیدم و نشنیدم |
| دلم شکستی و عهد تو سنگدل نشکستم |
|
ز من بریدی و مهر از تو بیوفا نبریدم |
| زدی به تیغ جفایم فغان که نیست گناهی |
|
جز اینکه بار جفایت به دوش خویش کشیدم |
| تهی نگشت ز زهر غم تو ساغر عیشم |
|
از آن زمان که شرای محبت تو چشیدم |
| کنون ز ریزش ابر عطاش «رشحه» چه حاصل |
|
چنین که برق غمش سوخت کشتزار امیدم |
| ز جام عشق چو بیخود شدم چه جای شراب |
|
ز مدح شاه چو سرخوش شدم چه جای نبیذم |
| ضیاءالسلطتنه خاتون روزگار که گوید |
|
سپهر بر درش از بهر سجده باز خمیدم |
[ویرایش] درباره رشحه
- «رشحه شاعری بسیار توانا بود و «با لاله خاتون و مهری هروی و مهستی گنجوی که مهتر و بهتر شعرای نسوان میباشند همسر و برابر است.»
- محمودمیرزا ، تذکره نقل مجلس
- بنفشه حجازی. تذکره اندرونی: شرح احوال و شعر شاعران زن در عصر قاجار تا پهلوی اول. چاپ نخست، تهران: نشر قصیده سرا، ۱۳۸۲، ISBN 964-7675-76-3، ص ۷۸ تا ۸۲. برگرفته از محمودمیرزا، تذکره نقل مجلس.