تغییر چهره

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو

تغییر چهره فیلمی است محصول سال ۱۹۹۷ درباره یک فن پزشکی انقلابی که اجازه می دهد یک مأمور مخفی ، ظاهر فیزیکی یک جنایتکار بزرگ را به خود بگیرد و به تشکیلات او نفوذ کند.

دیالوگ [ویرایش]

تروی : اوه بچه ، خوشتیپ شدی . جذابی ! ... مثل این میمونه که توی آینه نگاه کنی ، فقط خودت نیست .

آرچر : تروی ؟

تروی : فقط بین خودمونه ، باشه ؟

آرچر : اما تو توی ....

تروی : کما بودم ؟ هیچی مثل این نیست که صورتتو کنده باشن تا خوابتو به هم بزنن. جدیداً روزنامه خوندی ؟

آرچر : [ با ناراحتی ] تو اونا رو کشتی ؟

تروی : خوب ، کاری کردی که باید حسابشو پس بدی ، هان ؟ دست بردار. منظورم اینه که ، اوه ، اگه یه صورت که کنده شده پنج برابر ارزشش بی ارزه .... [ حلقه آرچر را در دستش به آرچر نشان می دهد ] چیزی رو می بینی که خوشت بیاد ؟

آرچر : [ با ناراحتی ] تیتو.

تروی : من تمام شواهدی رو که ثابت می کرد تو ، تویی از بین بردم ، خوبه ؟ ... پس ... وای ، مثل اینکه تو صد سال آینده رو اینجا مهمونی ! ... حالا من باید برم. من یه شغل دولتی دارم که ازش سوء استفاده کنم و یه زن تنها که بگامش . [ آرچر زاری می کند ] اوه ، من بهت گفتم ؟ اوه ، متأسفم. من نگفتمش. باهاش حال کن ... اوه ، خدای من ، این قیافه رو یادم نمیاد.

آرچر : [ در حالی که گلوی تروی را فشار می دهد ] بمیر ! بمیر !

[ مأموران زندان به داخل می ریزند و آرچر را می زنند ]


جیمی : [ اسلحه اش را به طرف آرچر که در حال خفه کردن تروی است می گیرد ] بندازش !

تروی : دختر خوب ، جیمی ! بزنش !

آرچر : عسلم ... به حرفاش گوش نده ، عسلم . اون پدرت نیست ! به حرف من گوش بده . من پدرتم .

تروی : از چشمات استفاده کن جیمی . بزنش !

آرچر : بهش گوش نده . شلیک نکن . فقط ، فقط ...

تروی : این آشغال ... این آشغال برادرت رو زده ، جیمی . بکشش ! [ جیمی به پهلوی آرچر شلیک می کند ] ... خاک ! [ جیمی را به عنوان سپر در مقابلش گروگان می گیرد ] دختری که مال من نیست پرت شلیک میکنه ! پدر ، اسحله رو بنداز زمین. بندازش ... پدر ، بندازش ... حالا ما می بینیم که بابا چی داره ... [ با زبان موهای جیمی را لیس می زند ] هلوئه ! با بابات خداحافظی کن [ جیمی با چاقو به ران تروی می زند و آن را می چرخاند ]


تروی : درست میگی شان ... من اخلاقم بد بود ... باید مجازات بشم ... [ آرچر با اسلحه نیزه ای به سمت تروی شلیک می کند ، اما تروی تیر آن را محکم می گیرد و تیر شلیک نمی شود ، در همین حال تروی با تکه تیز فلزی صورت خودش را پاره می کند ] اما یادت باشه هر دفعه که به آینه نگاه کنی صورت منو می بینی.

آرچر : [ بالأخره تیر را داخل شکم تروی شلیک می کند ] بمیر !