بهشت

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری, جستجو
  • «بهشت شرايطيست كه هر چه مي‏خواهي برايت محقق مي‏شود و هر چه قصد مي‏كني به تحقق مي‏رسد. بهشت در حضور خدا و در نزديكي او ساكن شدن است. بارور شدن دانه‏هاي نور در روح و بوجود آمدن باغ نوراني اسماء در روح تو است. معناي اصلي بهشت همان خوشبختي و رستگاريست. تقرب و اتصال و اتحاد با خداست. منظور از بهشت همان زندگي مطلوب است كه محقق مي‏شود و الا خوردني و همسر و اين چيزها در اين جهان هم فراوان است. در بهشت به همه نيازهاي تو پاسخ داده مي‏شود و همه آرزوهاي واقعي تو واقع مي‏شوند.»
  • «بهشت و جهنم در همين دنيا واقع شده و حتي پيش از اين دنيا آغاز شده و تا بعد از اين دنيا نيز ادامه خواهد داشت. بهشت و جهنم اصلي در درون انسان است و كيفيتي در روح بشر است كه در جهان بيروني نيز تجسم دارد. هم اكنون تو در بهشتي يا جهنمي. پس از اين نيز هم.»
  • «مادربزرگ گم کرده ام در هیاهو شهر آن نظر بند سبز را که در کودکی بسته بودی به بازوی منٰ در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق خمره دلم در ایوان سنگ و سنگ شکست.دستم به دست دوست ماند پایم به پای راه رفت.من چشم خورده ام من چشم خورده ام.»
  • «يك وجه جهنم آتش حسرت و پشيماني و محروميت است. آتش مخربي و ويران‏كننده‏اي كه انسان با انديشه‏ها و كلام و اعمال خود بوجود مي‏آورد. حالتي از فشار شديد و تخريب‏كننده و رنج ويرانگر است كه در روح و روان انسان آشكار مي‏شود و در بيرون نيز انعكاس مي‏يابد. اين «عذاب آتش» همان خشم و نارضايتي خداوند است از بنده خود كه به صورتهاي مختلفي بر او مي‏ريزد و او را مي‏سوزاند و دوباره مي‏سوزاند و دوباره مي‏سوزاند.»
  • «اگر عميقاً ببينيد از هم‏اكنون مي‏توانيد مشاهده‏گر برخواستن مردگان از قبرها و برپايي قيامت و روز داوري خداوند باشيد.»
  • «وقتي كه عاشق دور شدن معشوق را از خود مي‏بيند، وقتي كه ارتباط و پيوند معشوق را با ديگري مي‏بيند و خود را محروم از آن مي‏يابد حال او چگونه است؟ او حاضر است هر دم بميرد و زنده شود اما از اين آتش حسرت و محروميت بيرون بيايد. جهنم اينگونه است.»
ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
پیوندهای ویکی‌گفتاورد
جعبه‌ابزار