ارنست همینگوی

از ویکی‌گفتاورد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک مرد را می‌توان نابود کرد ولی نمی‌توان شکستش داد.

ارنست همینگوی (۱۸۹۹ - ۱۹۶۱)، نویسندهٔ آمریکایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات.

دارای منبع[ویرایش]

  • «درباره اخلاقیات فقط می‌دانم که پس از انجام یک کار اخلاقی احساس بهتری داری، و غیراخلاقی آنست که پس از آن احساس بدی داری.»
    • مرگ در بعد از ظهر/ ۱۹۳۲
  • «دنیا محل زیبایی است، و ارزش آن را دارد که بخاطرش جنگید
    • زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند/۱۹۴۰
  • «همهٔ ادبیات مدرن آمریکا از یک کتاب نوشتهٔ مارک تواین به وجود آمده به اسم هاکلبری فین.»
    • تپه‌های سرسبز آفریقا، جلد اول/ ۱۹۳۵
  • «همهٔ انسان‌های متفکر کافرند.»
    • وداع با اسلحه/ ۱۹۲۹
  • «یک بطری شراب یار خوشی است.»
    • خورشید همچنان می‌درخشد/ ۱۹۲۶
  • « پیروزی یعنی چه؟ مردن در حالی که انسان بر سر پا ایستاده بهتر از زنده ماندن و روی دو زانو خزیدن است. در جنگ برای آزادی مردن، بهتر از زنده ماندن و در مقابل دشمن برده وار به زانو در آمدن است »
    • زنگ ها برای که به صدا در می آیند صفحه 174
  • «آدم برای شکست آفریده نشده. آدم ممکنه از بین بره اما شکست نمی‌خوره.»
    • پیرمرد و دریا

بدون منبع[ویرایش]

  • «اعتماد حتماً باید متقابل و دوطرفه باشد و گرنه سر و کلهٔ فریب و دورویی پیدا خواهد شد.»
  • «هرگز جنبش را با کنش اشتباه نگیر.»
  • «شادی، کمیاب‌ترین چیزی است که در افراد هوشمند یافته‌ام.»
  • «میدانی؟ من خواب را دوست دارم. هرگاه بیدارم، زندگیم تمایل به فروپاشی دارد.»
  • «با هرکسی که دمخور بودم، همیشه احساس تنهایی می‌کردم.»
  • «پیش‌نویس هرچیزی گند است.»
  • «فقط سه نوع ورزش وجود دارد: مسابقه اتومبیل‌رانی، گاوبازی و کوه‌نوردی. بقیه بچه‌بازی است.»

پیوند به بیرون[ویرایش]

Wikipedia-logo-fa.png
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ