ضرب‌المثل‌های رومانی: تفاوت میان نسخه‌ها

پرش به ناوبری پرش به جستجو
هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۱۲ سال پیش
جز
ربات:تصحيح ي و ک
جز (ربات افزودن: id:Peribahasa Rumania)
جز (ربات:تصحيح ي و ک)
*{{چپ‌چین}} Apără-mă de găini, că de câini nu mă tem. {{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «مرا از جوجه‌ها حفظ کن، از [[سگ]] باکی ندارم.»
** مترادف فارسی: ''«خصـم [[دانا]] كهکه دشمن جان است// بهتر از [[دوستی]] كهکه [[مجنون|نادان]] است» [[مکتبی شیرازی]]''
*{{چپ‌چین}} Aruncă binele în dreapta şi în stânga, şi la nevoie o să-l găseşti. {{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «مال خود را از چپ و راست ببخش، هروقت بدان نیاز داشتی آن‌را خواهی یافت.»
** مترادف فارسی: ''«نان را بيندازبینداز توی [[دریا]]، [[ماهی]] نمیداند اما خدا ميداندمیداند.»''
** مترادف فارسی: ''«خوبی کردن و به [[دریا]] انداختن»''
** تمثیل: ''«تو نیکی میکن و در دجله انداز// که ایزد در بیابانت دهد باز» [[سعدی]]''
*{{چپ‌چین}} Ascultă cu urechile, vezi cu ochii, dar taci cu gura.{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «از گوش‌هایت برای شنیدن و از چشمانت برای دیدن، اما از دهانت برای خموشی استفاده کن»
** مترادف فارسی: ''«گوش تو دو دادند و زبان تو يكییکی// يعنییعنی كهکه دو بشنو و يكییکی بيشبیش مگو» [[باباافضل کاشی]]''
*{{چپ‌چین}} A trecut baba cu colacii. {{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «مادربزرگ با شیرینی‌ها رفت.»
** مترادف فارسی: ''«آن‌كهآن‌که دیر برسر خوان آید، جز استخوان نصیب نبرد.»''
 
== D ==
* ترجمه: «اگر دهانش را ببندد، هر ابلهی دانا به نظر می‌رسد.»
** مترادف فارسی: ''«نادان را به از خاموشی نیست» [[سعدی]]''
** مترادف فارسی: ''«خاموشی هم پرده عورت جهل است و هم شكوهشکوه عظمت دانایی» [[مرزبان‌نامه]]''
** تمثیل: ''«ز [[دانش]] چو جان تو را مايهمایه نيستنیست// به از خامُشی هيچهیچ پيرايهپیرایه نيستنیست» [[فردوسی]]''
 
== C ==
*{{چپ‌چین}} Ce poţi face azi, nu lăsa pe mâine.{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «کاری را که امروز قادر به انجام آن هستی، برای فردا نگذار.»
** مترادف فارسی: ''«كارکار امروز به فردا ميفكنمیفکن!»''
** مترادف فارسی: ''«كارکار امروز به فردا افكندنافکندن از كاهلیکاهلی تن است.» [[ابوالفضل بیهقی]]''
** تمثیل: ''«از امروز كاریکاری به فردا ممان// چه دانی كهکه فردا چه گردد زمان» [[فردوسی]]''
** تمثیل: ''«ساقیا عشرت امروز به فردا مفكنمفکن// یا زدیوان قضا خط امانی به من آر» [[حافظ]]''
*{{چپ‌چین}} Cine are carte, are parte!{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «[[دانش]]، قدرت است.»
** مترادف فارسی: ''«دانایی توانایی است»''
** مترادف فارسی: ''«دانستن توانستن است»''
** تمثیل: ''«توانا بود هركههرکه [[دانا]] بود// به [[دانش]] دل پیر برنا بود» [[فردوسی]]''
*{{چپ‌چین}} Cine furâ azi un ou, mâine va fura un bou!{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «آن‌که امروز تخم‌مرغی بدزدد، فردا [[گاو|گاوی]] را خواهد دزدید.»
** مترادف فارسی: ''«تخم‌مرغ‌دزد، [[شترمرغ‌]]دزد می‌شود.»''
** مترادف فارسی: ''«هر كهکه دانگی بدزدد، از دیناری نترسد.»''
*{{چپ‌چین}} Câinii latră, ursu' trece...{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «[[سگ]] پارس می‌کند و [[خرس]] (بی‌خیال) می‌گذرد.»
** مترادف فارسی: ''«[[سگ]] لايدلاید و كاروانکاروان گذرد.»''
** تمثیل: ''«زآن‌همه بانگ و علالای [[سگ|سگان]]// هیچ واماند ز راهی كاروان؟کاروان؟» [[مولوی]]''
 
== N ==
*{{چپ‌چین}} Nu da vrabia din mână pe cioara de pe gard.{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «[[گنجشک|گنجشکی]] را که به کف داری با [[کلاغ|کلاغی]] که برحصاری نشسته معاوضه نکن!»
** مترادف فارسی: ''«سركهسرکه نقد به از حلوای نسیه»''
** مترادف فارسی: ''«سیلی نقد از عطای نسیه به»''
** تمثیل: ''«ما درخور صید تو نباشیم ولیكنولیکن// [[گنجشكگنجشک]] به ‌دست است به از [[شاهین|باز]] پریده» [[سعدی]]''
*{{چپ‌چین}} Nu iese fum fără foc.{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «هیچ دودی بی‌آتش نیست.»
*{{چپ‌چین}} Nu poţi îndrepta lumea cu umărul.{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «دنیا را با شانه‌هایت نمی‌توانی راست کنی.»
** مترادف فارسی: ''«گیتی است، كیکی پذیرد همواری؟» [[رودکی]]''
 
== O ==
* ترجمه: «عادت، [[طبیعت]] دوم است.»
** مترادف فارسی: ''«عادت [[طبیعت]] ثانوی است.»''
** مترادف فارسی: ''«تركترک عادت موجب مرض است.»''
*{{چپ‌چین}} Ochii care nu se văd se uită...{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «چشمانی که همدیگر را نبینند، یکدیگر را فراموش می‌کنند.»
*{{چپ‌چین}} Prietenu, la nevoie se cunoaşte! {{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «هنگام نیاز، [[دوستی|دوستان]] واقعی شناخته می‌شوند.»
** مترادف فارسی: ''«[[دوستی|دوست]] آن دانم كهکه گیرد دست دوست// در پریشان‌حالی و درماندگی» [[سعدی]]''
 
== R ==
*{{چپ‌چین}} Rîde ciob de oală spartă. {{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «تراشه چوب به پاتیل شکسته می‌خندد.»
** مترادف فارسی: ''«ديگدیگ به ديگدیگ گويدگوید رويترویت سياهسیاه! سه‌پایه گوید صل‌علی.»''
** مترادف فارسی: ''«آبکش به کفگیر می‌گوید: نُه سوراخ داری!»''
 
*{{چپ‌چین}} Un prost incurca, si zece intelepti nu pot descurca {{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «یک دیوانه طوری ریخت و پاش می‌کند که ده نفر [[دانا|عاقل]] نمی‌توانند آن را سامان دهند.»
** مترادف فارسی: ''«يكیک [[مجنون|دیوانه]] سنگی به چاه اندازد و دوصد [[دانا|عاقل]] بیرون نتوانند آورد.»''
*{{چپ‌چین}} Un necaz nu vine niciodată singur.{{پایان چپ‌چین}}
* ترجمه: «یک بدبختی هیچگاه به تنهایی رخ نمی‌دهد.»
۴۹۶

ویرایش

منوی ناوبری