تفاوت میان نسخه‌های «شراب»

پرش به ناوبری پرش به جستجو
۸۸۶ بایت اضافه‌شده ،  ۱۲ سال پیش
جز
* «اگر دل خوش بود می‌خوشگواراست// شراب تلخ در غم زهر [[مار]] است»
** ''[[وحشی بافقی]]''
 
* «ای صاحب فتوا ز تو پرکارتریم// با این‌همه مستی زتو هشیارتریم// تو خون کسان خوری و ما خون رزان// انصاف بده کدام خونخوارتریم»
** ''[[خیام]]''
 
* «باده بر مُرده صدساله روان می‌بخشد// مگذارید ز دستش که عجب اکسیری است»
* «بی‌شرابی آتش اندر ما زده است// کیست کو آبی به این آتش زند»
** ''[[انوری ابیوردی]]''
 
* «تا زهره و مه در آسمان گشت پدید//بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید//من در عجبم ز می‌فروشان که ایشان//زین به که فروشند چه خواهند خرید؟»
** ''[[عمر خیام]]''
 
* «تا کی غـم آن خورم که دارم یا نه// وین عمر به خوشدلی گزارم یا نه// پر کن قدح باده که معلومم نیست// کاین دم که فرو برم برآرم یا نه»
* «ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود// تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار»
** ''[[حافظ]]''
 
* «چنین گوی پاسخ به کاوس کی// که کی آب [[دریا]] بود همچو می»
** ''[[فردوسی]]''
* «چه خوری کز خوردن آن چیز تو را// نی چو سرو آید اندر نظر و سرو چو نی// گر کنی بخشش گویند که می‌کرد نه او// ورکنی عربده، گویند که او کرد نه می»
** ''[[سنایی]]''
 
* «چه لازم است به [[زاهد]] به‌زور می دادن// به خاک تیره مریزید آبروی شراب»
** ''[[صائب تبریزی]]''
 
* «چیست حاصل سوی شراب شدن// اولش شر و آخر آب شدن// در دل از سور او سروری نه// هرچه او داد جز غروری نه»
** ''[[سنایی]]''
 
* «خرد را می‌ببندد،می ‌ببندد، چشم را خواب// گنه را عذر شوید، جامه را آب»
** ''[[فخرالدین اسعد گرگانی]]''
 
* «دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم// خوش آن‌که بر در میخانه برکنم علمی»
** ''[[حافظ]]''
 
* «شیخم به‌طنز گفت حرام است می نخور// گفتم به‌چشم، گوش به‌هر [[خر]] نمی کنم»
** ''[[حافظ]]''
 
* «در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است// صراحی می‌ناب و سفینه [[شعر|غزل]] است»
** ''[[عارف قزوینی]]''
 
* «یارب آن [[زاهد]] خودبین که به‌جز عیب ندید// دود آهیش در آیینه ادراک انداز»
* «تا زهره و مه در آسمان گشت پدید//بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید//من در عجبم ز می‌فروشان که ایشان//زین به که فروشند چه خواهند خرید؟»
** ''[[عمر خیامحافظ]]''
 
== پیوند به بیرون ==
۸٬۷۶۴

ویرایش

منوی ناوبری