تفاوت میان نسخه‌های «منیرو روانی‌پور»

پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصه ویرایش
* «تنها عشق می‌تواند آدمی را از خانه و کاشانه‌اش آواره کند و تنها خاطرهٔ مرد ماهیگیری رعنا می‌تواند ''آبی دریایی'' کوچکی را از دریا جدا کند، تا آنجا که روی زمین سنگلاخی خشک بسرد و درد و رنج زمین را نادیده بگیرد.»
**[[W:اهل غرق|اهل غرق]]
 
* «فروختم. بیست هزار تومان. فورا به خیابان شاه‌آباد رفتم، خیابانی که دارند نامش را عوض می‌کنند و می‌گذارند جمهوری، رفتم و کتاب‌های خودم را، آنهایی که مانده بود، به چند برابر قیمت خریدم. حاضر نمی‌شد آنها را پس بدهد، می‌گفت به یک مشتری قول داده. گفتم حاجی بگو چند و خلاصم کن، بعد به خانه آمدم. حالم خوش نبود. کتاب‌ها بوی نعش می‌دادند، بوی نعش خودم.»
**''از کتاب [[W:نازلی (کتاب)|نازلی]]، داستان رعنا''
 
 
۶۶۷

ویرایش

منوی ناوبری