صادق هدایت: تفاوت میان نسخه‌ها

پرش به ناوبری پرش به جستجو
←‏مازیار: کمی تمیزکاری
(←‏مازیار: کمی تمیزکاری)
 
=== مازیار ===
* '''«این مردمی که می‌بینید یک گله گوسفند هستند که نه فکر دارند و نه جرئت تلاش، به قدری در زیر فشار فکر عرب مسموم شده‌اند که از هستی خودشان بیگانه‌اند.»'''
* «من گمان می‌کردم که این مردم را باید از زیر فرمان و شکنجهٔ عرب‌ها آزاد کرد. اما حالا که خودشان نمی خاهند دیگر کوشش من چه فایده دارد؟!»
 
* «همهٔ فتح عرب‌ها روی جاسوس بازی و دزدی و خیانت بوده‌است. عرب‌ها همهٔ کارهایشان روی خیانت و نامردی است. هر چه بگویید از این عرب‌های پست درنده برمی آید.»
'''مازیار'''
* «این عرب‌های دزد سرگردنه گیر تازه به پول و زور رسیده‌اند و می خاهند رنگ و روی عدل و داد به پستی‌های خودشان بدهند و بدتر از همه ایرانی‌ها برای افکار پست آن‌ها فلسفه می‌بافند و آن‌ها را به بر ضد خودمان عَلَم می‌کنند!»
* من گمان می‌کردم که این مردم را باید از زیر فرمان و شکنجهٔ عرب‌ها آزاد کرد. اما حالا که خودشان نمی خاهند دیگر کوشش من چه فایده دارد؟!
* «بیچاره اسلام آثاری از خودش نداشت. همهٔ مذاهب قدیم کمک به ترقی صنایع کردند، اما عرب مخالف صنعت و تمدن بود و روح صنعنیصنعتی را هر کجا که رفت کشت. مسجدهایش از ساختمان‌های دورهٔ ساسانیان تقلیده شده‌است.»
'''مازیار'''
* «عرب‌ها با کینهٔ شتری که داشتند کوشش کردند تا آثار ایران و فکر ایرانی و هستی آن را از بین ببرند. این عرب‌ها بودند که از خراب کردن ایوان تیسفون عاجز ماندند و به ضرر خودشان آن را ویران کردند تا آثار باشکوه [[ایران]] را از بین برده باشند. اگر چه بهتر بود که خراب بشوند تا به جای پادشاهان ساسانی عرب موشخور ننشیند!»
* همهٔ فتح عرب‌ها روی جاسوس بازی و دزدی و خیانت بوده‌است. عرب‌ها همهٔ کارهایشان روی خیانت و نامردی است. هر چه بگویید از این عرب‌های پست درنده برمی آید.
* «به جای این چیزها که از بین بردند از بیابان‌های [[عربستان]] چه برایمان آورند؟! یک مشت پستی و رذالت، یک مشت موهوم و پرت و پلا که به زور شمشیر به ما تحمیل کردند.»
'''مازیار'''
* «در حدود سال ۱۶۰ هجری همهٔ مردم طبرستان بر عربان بشوریدند و تمام آنان را و کارگزاران خلیفه را و هر که را مسلمان شده بود به باد کشتار گرفتند. ساکنان طبرستان در این امر چنان متفق بودند که حتی تازیان هم که به عقد عربان درآمده بودند شوهران خود را ریش کشان از خانه بیرون آورده به دست مردان به کشتن دادند، طوری که دیگر در تمام طبرستان یک نفر عرب و مسلمان یافت نمی‌شد.»
* این عرب‌های دزد سرگردنه گیر تازه به پول و زور رسیده‌اند و می خاهند رنگ و روی عدل و داد به پستی‌های خودشان بدهند و بدتر از همه ایرانی‌ها برای افکار پست آن‌ها فلسفه می‌بافند و آن‌ها را به بر ضد خودمان عَلَم می‌کنند!
'''مازیار'''
* بیچاره اسلام آثاری از خودش نداشت. همهٔ مذاهب قدیم کمک به ترقی صنایع کردند، اما عرب مخالف صنعت و تمدن بود و روح صنعنی را هر کجا که رفت کشت. مسجدهایش از ساختمان‌های دورهٔ ساسانیان تقلیده شده‌است.
عرب‌ها با کینهٔ شتری که داشتند کوشش کردند تا آثار ایران و فکر ایرانی و هستی آن را از بین ببرند. این عرب‌ها بودند که از خراب کردن ایوان تیسفون عاجز ماندند و به ضرر خودشان آن را ویران کردند تا آثار باشکوه ایران را از بین برده باشند. اگر چه بهتر بود که خراب بشوند تا به جای پادشاهان ساسانی عرب موشخور ننشیند!
به جای این چیزها که از بین بردند از بیابان‌های عربستان چه برایمان آورند؟! یک مشت پستی و رذالت، یک مشت موهوم و پرت و پلا که به زور شمشیر به ما تحمیل کردند.
 
'''مازیار'''
* در حدود سال ۱۶۰ هجری همهٔ مردم طبرستان بر عربان بشوریدند و تمام آنان را و کارگزاران خلیفه را و هر که را مسلمان شده بود به باد کشتار گرفتند. ساکنان طبرستان در این امر چنان متفق بودند که حتی تازیان هم که به عقد عربان درآمده بودند شوهران خود را ریش کشان از خانه بیرون آورده به دست مردان به کشتن دادند، طوری که دیگر در تمام طبرستان یک نفر عرب و مسلمان یافت نمی‌شد.
'''مازیار'''
 
=== آخرین لبخند ===
۱۳۹

ویرایش

منوی ناوبری