پرونده هری کبر: تفاوت بین نسخه‌ها

پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصه ویرایش
:: «خب نظرت چیه؟»
:: «بد نیست، ولی فکر می‌کنم تو بیش از اندازه به واژه‌ها اهمیت می دی.»
:: «واژه ها! خب وقتی می خوای داستان بنویسی واژه‌ها خیلخیلی یمهممهم هستند دیگه!»
:: «بله ولی یاد باشه که معنایی که واژه‌ها دارند از خودشون خیلی مهمتره.»
:: «یعنی چی؟»
:: «ببین یک لغت، برای همه فقط یک لغت است، همه می‌توانند ازش استفاده کنند. فقط کافیه یک لغت نامهلغت‌نامه باز کنی و یک لغت از توش برداری. هنر نویسنده اینه که به لغتی که انتخاب می کنه، معنا و مفهوم بده. تو باید ببینی که آیا می تونی به یک کلمه معنای خاصی بدی؟»
:: «چطوری؟»
:: «ببین مارکوس، یک لغت انتخاب کن، آن وقت تو همه کتابت ازش استفاده کن. مثلاً پرندگان. بعد از یک مدت خواننده‌ها دیگه پرندگان را نماد کتاب‌های تو می‌دانند و وقتی که ببیننت مثلاً می‌گویند: آقای گولدمن شما خیلی خوب دربارهٔ پرنده‌ها صحبت می‌کنی. هر بار هم که شچمشان به پرنده بیفتد، یاد کتاب تو می‌افتند. فقط وقتی بتوانی چنین کاری را انجام بدی می تونی ادعا کنی یک نویسنده شدی. بازم می گم، کلمه‌ها مال همه اند، مگر زمانی که تو آن‌ها بگیری و معنای خاصی بهشان بدهی. می دانی مارکوس، عده ای هستند که دوست دارند نشان بدند که رابطه اصلی یک کتاب با کلمه هاست، ولی این اشتباهه، رابطه یک کتاب باید با مردم باشه.»

منوی ناوبری