پرش به محتوا

نکرومانسی

از ویکی‌گفتاورد
و تو کیستی؟ حکیم با قاطعیت و بدون کوچک‌ترین هراسی پاسخ داد، که جرأت می‌کنی آرامش این عمارت شوم را برهم زنی؟
من نه! او با لحنی ناله‌کننده و رقت‌بار فریاد زد؛ "من نه، بلکه روح لعنتی شوهرم! شاهد باش، این فولاد نفرین شده – دشنه‌ای خونین را در دست راستش نشان داد – شاهد باش، این زخم عمیق، که هنوز از خون من می‌چکد؛ اینجا او دوباره به سینه‌اش اشاره کرد – این اوست، و فقط اوست، که آرامش این دهکده را برهم می‌زند؛ این اوست که حتی آرامش مرا نیز نقض می‌کند!
حکیم: اما چرا؟
روح: زمانی برای توبه به من داده نشد: هیچ هشدار دوستانه‌ای مرا به عجله وادار نکرد تا آرامش خود را با بهشت تأمین کنم. بی‌باکانه، بر بستر نرم دراز کشیدم؛ بی‌هیچ ترسی و نادیده، قاتل تاریک ضربه مرگبار را وارد کرد. بدین ترتیب با تمام گناهانم، نابخشوده فرستاده شدم.

نکرومانسی یا نیگرومانسی یا فال اموات نوعی از جادو است که شامل برقراری ارتباط با مردگان می‌شود – این کار می‌تواند از طریق احضار روح آنها به عنوان یک شبح، یا برخیزاندن جسمی آنها باشد – و هدف از آن پیشگویی، فراهم آوردن وسیله‌ای برای پیش‌بینی رویدادهای آینده یا کشف دانش پنهان است، یا حتی استفاده از مرده به عنوان سلاح. این اصطلاح گاهی اوقات به معنای کلی‌تر برای اشاره به جادوی سیاه یا جادوگری نیز به کار می‌رود.

گفتاوردها

[ویرایش]
  • به نکرومانسرها و غیب‌گویان رو نیاورید؛ با آن‌ها مشورت نکنید تا مبادا خود را از طریق آن‌ها آلوده کنید.
  • اگر کسی به نکرومانسرها و غیب‌گویان رو آورد تا به دنبال خرافات آن‌ها برود، من روی خود را از آن شخص برمی‌گردانم و او را از میان قومش محو خواهم کرد.
  • اگر مرد یا زنی در میان شما نکرومانسی یا غیب‌گویی کند، باید کشته شود؛ آن‌ها سنگسار خواهند شد و خونشان بر گردن خودشان خواهد بود.
    • کتاب مقدس، لاویان
  • یهودیان زمان ما بر این باورند که پس از دفن جسد انسان، روح او می‌رود و می‌آید، و از محلی که برای بازدید از بدن خود مقدر شده، خارج می‌شود تا از آنچه در اطراف او می‌گذرد آگاه شود؛ این روح در طول یک سال کامل پس از مرگ بدن سرگردان است، و در طول همین یک سال تأخیر بود که جادوگر ایندور روح سموئیل را احضار کرد، پس از این زمان، احضار دیگر هیچ قدرتی بر روح او نداشت.
    • آگوستین کالمت "رساله در مورد ظهور ارواح و خون‌آشام‌ها: از مجارستان، موراویا و دیگر مناطق. مجلدات کامل ۱ و ۲" (۱۷۵۹؛ ۲۰۱۶)، صفحهٔ ۲۳۷
  • اول از همه شبح رفیقم الپنور ظاهر شد، برای اینکه او هنوز در زیر خاک جاده‌های پهناور دفن نشده بود. ما او را ناگریسته و نادفن شده در کاخ سیرکه رها کرده بودیم، زیرا نگرانی‌های دیگری ما را تحت فشار قرار داده بود. با دیدنش گریستم و در قلبم احساس ترحم کردم. او را صدا زدم و گفتم: 'الپنور، چگونه به تاریکی غرب آمدی؟ تو مرا پیاده شکست دادی، در حالی که من با کشتی سیاهم آمدم.'
    • هومر، اودیسه
  • ای رودخانه‌ها، زمین و شما که هر مرده‌ای را که پیمان‌شکن باشد مجازات می‌کنید، گواهی دهید و این طلسم را برای ما به انجام رسانید. من آمده‌ام تا بپرسم چگونه می‌توانم به سرزمین تله‌ماخوس برسم، که او را در آغوش پرستارش، فرزندم، رها کرده بودم." چنین بود طلسم برجسته او.
    • جولیوس آفریکانوس کستوی ۱۸ (PGM XXIII)
  • او نقابش را به آرامی بالا زد. چه منظره‌ای در برابر چشمان حیرت‌زده‌ام نمایان شد! در برابرم جسدی متحرک را دیدم.
    • راهب اثر متیو لوئیس (۱۷۹۶)
  • ای شکوه هائمونیا، که قدرت افشای سرنوشت انسان‌ها را داری، یا می‌توانی خود سرنوشت را از مسیر مقررش منحرف کنی، از تو التماس می‌کنم که هدیه خود را در افشای رویدادهای آینده به کار بری. من از پست‌ترین نژاد رومی نیستم، فرزند یک رهبر برجسته، در یک حالت ارباب جهان، یا در حالت دیگر، وارث مقدر فاجعه پدرم. من بر فراز ارتفاعی مهیب و لرزان ایستاده‌ام؛ مرا از این حالت تردید نجات ده؛ نگذار کورکورانه بشتابم و کورکورانه سقوط کنم؛ این راز را از خدایان بیرون بکش، یا مردگان را مجبور کن آنچه را که می‌دانند اعتراف کنند.
    • سکستوس پومپی، فارسالیا (به نقل از ویلیام گادوین در Lives of the Necromancers صفحات ۱۱۰–۱۱۱)
  • ای خشم‌ها، و استیکس وحشتناک، ای رنج‌های نفرین‌شدگان، و ای آشوب که همیشه مشتاق نابودی هماهنگی زیبای کلمات هستی، و تو، پلوتون، محکوم به ابدیتی از وجودی ناخوشایند، جهنم و الیسیوم، که هیچ جادوگر تسالیایی در آن شرکت نخواهد کرد، پرسفونه، برای همیشه از مادر زنده‌بخش خود محروم گشته‌ای، و هکاته وحشتناک، کربروس، با گرسنگی بی‌وقفه نفرین شده، ای سرنوشت‌ها، و شارون، که بی‌پایان از وظیفه‌ای که به تو تحمیل می‌کنم، یعنی بازگرداندن مردگان به سرزمین زندگان، غرغر می‌کنی، به من گوش دهید! -اگر با صدایی به اندازه کافی شرورانه و نفرت‌انگیز شما را صدا می‌کنم، اگر هرگز این سرود را سیراب از خون انسان‌ها نخوانده‌ام، اگر مکرراً میوه مادر باردار را بر قربانگاه‌های شما گذاشته‌ام، و محتویات آن را با مغز گندیده شسته‌ام، اگر سر و احشای نوزادی را که در شرف تولد است، روی بشقابی در مقابل شما قرار داده‌ام-
    من از شما شبحی نمی‌خواهم که از پیش ساکن اقامتگاه‌های تارتارین باشد، و مدت‌ها با سایه‌های زیرین آشنا باشد، بلکه کسی را می‌خواهم که به تازگی نور روز را ترک کرده است، و هنوز بر دهان جهنم معلق است: بگذارید این افسون‌ها را بشنود، و بلافاصله پس از آن به جایگاه مقدر خود فرود آید! بگذارید او پیشگویی‌های مناسبی را برای پسر ژنرال خود بیان کند، که خود تا همین اواخر سرباز پومپی بزرگ بوده است! این کار را انجام دهید، همان‌طور که خود صدای جنگ داخلی و شایعه آن را دوست دارید!
    • اریختو، فارسالیا (به نقل از ویلیام گادوین در Lives of the Necromancers صفحات ۱۱۲–۱۱۳)
  • او از پسر پرسید کیست. پسر پاسخ داد 'من دیو پسر تو هستم.' و بدین ترتیب پسر لوح کوچکی نوشته شده به او تقدیم کرد. او آن را باز کرد و این سه سطر را بر روی آن دید:

    براستی ذهن‌های انسان‌ها در حماقت سرگردانند. یوتینوس در مرگ مقدر خود آرمیده است. زندگی برای خودش خوب نبود، و برای والدینش نیز خوب نبود.

    • پلوتارک، مورالیا ۱۰۹b–d
  • جو سِموک برای نکرومانسر محفوظ است.
    • ضرب‌المثل سومری، مجموعه III در The Electronic Text Corpus of Sumerian Literature، هزاره سوم پیش از میلاد
    • نکته: در بین‌النهرین باستان، جو به عنوان پول کالا استفاده می‌شد.

منابع

[ویرایش]
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌گفتاورد، «Necromancy»، ویکی‌گفتاورد انگلیسی. (بازیابی در 21 جولای 2025).
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌گفتاورد، «Negromanzia»، ویکی‌گفتاورد ایتالیایی. (بازیابی در 21 جولای 2025).