جی.کی. چسترتون
گیلبرت کیت چسترتون (۲۹ مه ۱۸۷۴ – ۱۴ ژوئن ۱۹۳۶) نویسندهٔ بریتانیایی است که آثار پربار و متنوعی خلق کرد. نوشتههای او شامل فلسفه، هستیشناسی، شعر، نمایشنامهنویسی، روزنامهنگاری، سخنرانی و مناظره عمومی، نقد ادبی و هنری، زندگینامه، دفاعیات مسیحی (به ویژه برای کاتولیک) و داستان، از جمله فانتزی و داستانهای کارآگاهی بود.
گفتاوردها
[ویرایش]ارتدکسی (۱۹۰۸)
[ویرایش]- موضع من در دفاع از مسیحیت، منطقی است، اما ساده نیست. این موضع مجموعهای از حقایق گوناگون است، درست مانند دیدگاه یک آگنوستیک (ندانمگرا) معمولی. اما آن آگنوستیک، همه حقایق را اشتباه فهمیده است. او به دلایل متعددی بیاعتقاد است، اما آن دلایل نادرست هستند.
او شک دارد، زیرا فکر میکند قرون وسطی وحشیانه بوده، در حالی که اینگونه نبوده است؛ زیرا داروینیسم اثبات شده، اما اثبات نشده است؛ زیرا معجزات رخ نمیدهند، در حالی که رخ میدهند؛ زیرا راهبان تنبل بودند، اما بسیار پرکار بودند؛ زیرا راهبهها ناراحت هستند، اما به طور خاص شاد و سرزندهاند؛ زیرا هنر مسیحی غمگین و رنگپریده بوده، اما با رنگهای بسیار روشن و طلایی شاد تزئین شده بود؛ زیرا علم مدرن در حال دور شدن از ماوراءالطبیعه است، اما اینگونه نیست، بلکه با سرعت یک قطار به سمت ماوراءالطبیعه در حرکت است.
توپ و صلیب (۱۹۰۹)
[ویرایش]- این یکی از بزرگترین ضعفهای روزنامهنگاری به عنوان تصویری از زندگی مدرن ماست: اینکه باید تصویری باشد که کاملاً از استثناها ساخته شده است. ما روی پوسترهای پرزرق و برق اعلان میکنیم که مردی از داربست سقوط کرده است، اما اعلان نمیکنیم که مردی از داربست سقوط نکرده است. با این حال، این واقعیت دوم از اساس هیجانانگیزتر است، زیرا نشان میدهد آن برج متحرک از وحشت و رمز و راز، یعنی یک انسان، هنوز روی زمین است. اینکه مردی از داربست سقوط نکرده، در واقع پر سر و صداتر است و هزاران بار نیز شایعتر است.
اما نمیتوان بهطور منطقی از روزنامهنگاری انتظار داشت که بر این «معجزات دائمی» پافشاری کند. نمیتوان از ویراستاران پرمشغله انتظار داشت که روی پوسترهای خود بنویسند: «آقای ویلکینسون هنوز سالم است» یا «آقای جونز اهل ورثینگ هنوز نمرده است.» آنها اصلاً نمیتوانند خوشبختی نوع بشر را اعلام کنند. نمیتوانند تمام چنگالهایی را که دزدیده نشدهاند یا تمام ازدواجهایی را که بهطور خردمندانه از هم نپاشیدهاند، توصیف کنند. به همین دلیل، تصویری که آنها از زندگی ارائه میدهند، ضرورتاً فریبنده است؛ آنها تنها میتوانند آنچه را که غیرعادی است به تصویر بکشند. هر چقدر هم که دموکراتیک باشند، تنها به اقلیت میپردازند.
- بخش چهارم: «بحثی در سپیدهدم»، پاراگراف دوم
انسان جاودان (۱۹۲۵)
[ویرایش]- دربارهٔ مسائل جنسی، به ویژه مردان، باید گفت که آنها نامتعادل به دنیا میآیند؛ تقریباً میتوان گفت مردان دیوانه به دنیا میآیند. آنها تا زمانی که به قداست نرسند، به سختی به عقلانیت میرسند.
- نسخه کتابخانه مردم، لندن: هادر و استاتون، ۱۹۲۷، صفحات ۲۸۳–۲۸۴
