تد کزینسکی

تئودور کزینسکی (شیکاگو، ۲۲ مه ۱۹۴۲ − دورهام، ۱۰ ژوئن ۲۰۲۳) که با نام مستعار یونابامبر نیز شناخته میشود، یک آنارشیست، ریاضیدان و نویسنده مانیفست «جامعه صنعتی و آینده آن» است.
گفتاوردها
[ویرایش]- انگیزه من برای کاری که میخواهم انجام دهم صرفاً انتقام شخصی است. انتظار ندارم با آن به چیزی دست پیدا کنم… من قطعاً ادعای نوعدوستی یا عمل برای «خیر» (هر چه که هست) نژاد بشر را ندارم. من صرفاً از روی تمایل به انتقام عمل میکنم. البته، دوست دارم از کل تشکیلات علمی و بوروکراتیک، و همچنین کمونیستها و دیگرانی که آزادی را تهدید میکنند، انتقام بگیرم، اما چون این امر غیرممکن است، باید به مقدار کمی انتقام بسنده کنم.
- دفتر خاطرات، ۶ آوریل ۱۹۷۱
- اخیراً در یک پهنهچال بهشتی چادر زدم. عصر، آواز زیبای پرندگان با غرش وقیح هواپیماهای جت خراب شد. در آن لحظه، به این فکر خندیدم که چرا باید دربارهٔ آسیب زدن به خلبان یک هواپیما ذرهای تردید به خود راه دهم.
- دفتر خاطرات، مه ۱۹۸۵
جامعه صنعتی و آینده آن (۱۹۹۵)
[ویرایش]
- انقلاب صنعتی و پیامدهای آن فاجعهای برای نژاد بشر بوده است. اگرچه این تحولات به افزایش چشمگیر طول عمر ساکنان کشورهای «توسعهیافته» منجر شد، اما در عین حال موجب بیثباتی جامعه، پوچشدن زندگی، تحمیل شرایط تحقیرآمیز به انسانها، گسترش رنجهای روانی (و حتی عذاب جسمی در جهان سوم) و آسیبهای جبرانناپذیر به طبیعت شده است.
توسعه مداوم فناوری این وضعیت را بدتر خواهد کرد. این روند قطعاً انسانها را تحت رفتارهای پستتر و فرومایهتری قرار خواهد داد، آسیبهای بیشتری به دنیای طبیعی وارد خواهد کرد، و به احتمال زیاد منجر به ازهمپاشیدگی اجتماعی بیشتر، رنج روانی، و افزایش رنج جسمی در کشورهای «توسعهیافته» خواهد شد.
- مقدمه، بند ۱
- جامعهای را تصور کنید که انسانها را در شرایطی قرار میدهد که آنها را به شدت ناراحت میکند، سپس به آنها داروهایی میدهد تا ناراحتیشان را از بین ببرد. داستان علمی-تخیلی؟ این اتفاق تا حدی در جامعه امروز ما در حال رخ دادن است. به خوبی شناخته شده که میزان افسردگی بالینی در دهههای اخیر به شدت افزایش یافته است. ما معتقدیم که این امر به دلیل اختلال در «فرایند قدرت» است، همانطور که در بندهای ۵۹ تا ۷۶ توضیح داده شد. اما حتی اگر اشتباه کنیم، افزایش میزان افسردگی قطعاً نتیجه برخی از شرایطی است که در جامعه امروز وجود دارد.
جامعه مدرن به جای از بین بردن شرایطی که مردم را افسرده میکند، به آنها داروهای ضدافسردگی میدهد. در واقع، داروهای ضدافسردگی ابزاری برای تغییر حالت درونی فرد به گونهای هستند که او را قادر میسازد شرایط اجتماعیای را تحمل کند که در غیر این صورت برایش غیرقابل تحمل خواهد بود. (بله، ما میدانیم که افسردگی اغلب منشأ کاملاً ژنتیکی دارد. ما در اینجا به مواردی اشاره میکنیم که محیط نقش اصلی را ایفا میکند)
- «کنترل رفتار انسان»، بند ۱۴۵
راه انقلاب (۲۰۰۸)
[ویرایش]نوشتههایی که بعدها در کتاب بردهداری فناوری: نوشتههای گردآوریشده تئودور جی. کاچینسکی، ملقب به «یونابامبر» (۲۰۱۰) گنجانده شدند
- دو نوع اخلاق وجود دارد—نوعی از اخلاق که فرد بر خود تحمیل میکند و نوعی از اخلاق که بر دیگران تحمیل میشود. برای نوع اول اخلاق، یعنی خویشتنداری، من احترام زیادی قائل هستم. نوع دوم اخلاق را محترم نمیدانم، مگر زمانی که دفاع از خود باشد. (برای مثال، وقتی زنان میگویند تجاوز و کتک زدن همسر غیراخلاقی است، این دفاع از خود است) من متوجه شدهام کسانی که بیشترین تلاش را برای تحمیل یک کد اخلاقی بر دیگران میکنند (نه در دفاع از خود)، اغلب خودشان کمترین مراقبت را برای رعایت آن کد اخلاقی دارند.
- «اخلاق و انقلاب»
- بر اساس پستهای اینترنتی که مردم برای من فرستادهاند، احتمالاً بیشتر چیزهایی که [در مورد من] یادگرفتید، بیمعنی بوده است.
- نامه به جی.ان.
- اشتباهی که اکثر مردم مرتکب میشوند، این است که فرض میکنند هر چه پیروان بیشتری جذب کنید، بهتر است. این درست است اگر در حال تلاش برای پیروزی در یک انتخابات باشید. یک رأی، یک رأی است، صرف نظر از اینکه رأیدهنده چقدر متعهد است یا فقط به اندازه کافی علاقهمند است که به پای صندوق رأی برود. اما وقتی یک جنبش انقلابی میسازید، تعداد افراد شما بسیار کمتر از کیفیت افرادتان و عمق تعهد آنها اهمیت دارد. افراد بیش از حد بیانگیزه یا نامناسب، جنبش را خراب خواهند کرد.
- نامهها به دیوید اسکربینا
- شورش علیه فناوری و تمدن یک شورش واقعی است، یک حمله واقعی به ارزشهای سیستم موجود. اما آنارشیستهای سبز، آنارکو-پریمیتیویستها و امثالهم («جنبش GA») به شدت تحت تأثیر چپ قرار گرفتهاند به طوری که شورش آنها علیه تمدن تا حد زیادی خنثی شده است. به جای شورش علیه ارزشهای تمدن، آنها خود بسیاری از ارزشهای متمدن را پذیرفتهاند و تصویری خیالی از جوامع ابتدایی ساختهاند که این ارزشهای متمدن را در بر میگیرد.
- نامه به ام.کی.
- همچنین مهم است که درک کنیم خشونت مرگبار در میان جوامع اولیه حتی به اندازه جنگهای مدرن هم قابل مقایسه نیست. وقتی انسانهای اولیه میجنگند، دو گروه کوچک از مردان به یکدیگر تیر شلیک میکنند یا با چماقهای جنگی ضربه میزنند، زیرا میخواهند بجنگند؛ یا به این دلیل که از خود، خانواده یا قلمروشان دفاع میکنند. در دنیای مدرن، سربازان میجنگند زیرا مغزشان شستشو داده شده تا به یک ایدئولوژی احمقانه مانند نازیسم، سوسیالیسم یا آنچه سیاستمداران آمریکایی «آزادی» مینامند، باور کنند. در هر صورت، سرباز مدرن صرفاً یک پیاده، یک فریبخورده است که نه برای خانواده یا قبیلهاش، بلکه برای سیاستمدارانی که از او سوءاستفاده میکنند، میمیرد. اگر بدشانس باشد، شاید نمیرد اما به خانهاش برگردد در حالی که به شکلی وحشتناک فلج شده است که هرگز نتیجه یک زخم تیر یا نیزه نخواهد بود. در همین حال، هزاران غیرنظامی کشته یا قطع عضو میشوند. محیط زیست ویران میشود، نه تنها در منطقه جنگی، بلکه در داخل کشور نیز، به دلیل مصرف شتابگرفته منابع طبیعی مورد نیاز برای تغذیه ماشین جنگی. در مقایسه، خشونت انسان اولیه نسبتاً بیضرر است.
- از «حقیقت دربارهٔ زندگی ابتدایی»
انقلاب ضد فناوری: چرا و چگونه (۲۰۱۵)
[ویرایش]- توسعهٔ یک جامعه هرگز نمیتواند تحت کنترل عقلانی بشر قرار گیرد.
- صفحهٔ ۷
- هدف نهایی هر جنبش انقلابی در دنیای امروز، باید فروپاشی کامل نظام تکنولوژیک جهانی باشد.
- صفحهٔ ۱۳۸
منابع
[ویرایش]- مشارکتکنندگان ویکیگفتاورد، «Theodore Kaczynski»، ویکیگفتاورد انگلیسی. (بازیابی در 16 آگوست 2025).
