به اناچکی خوش آمدید
ظاهر
به اناچکی خوش آمدید (به ژاپنی: NHKにようこそ!) رمان ژاپنی است که توسط تاتسوهیکو تاکیموتو نوشته شده و تراپی یامازاکی تصویرسازی آن را بر عهده داشته است. این رمان، الهامبخش یک مجموعه مانگا و یک مجموعه تلویزیونی انیمه نیز شد. داستان دربارهٔ یک هیکیکوموری به نام تاتسوهیرو ساتو است که درگیر تئوریهای توطئه و مشکلات اجتماعی خود میشود و سپس با یک دختر مرموز آشنا میشود که زندگیاش را تغییر میدهد. این اثر بهطور عمده به بررسی مسائلی چون هیکیکوموری، افسردگی، اعتیاد و نظریه توطئه میپردازد.
گفتگوها
[ویرایش]سخنان کلی
[ویرایش]- آدما دوست ندارن قبول کنن بیارزشن. پس بلافاصله دنبال کسی میگردن که بیارزشتر از خودشون باشه. به همین خاطره که اینترنت پر از فحش به بقیهست. کسایی که نمیتونن در اطرافشون کسی رو بدبختتر از خودشون پیدا کنن، کسی رو که هرگز ندیدن آشغال میدونن. چون میخوان اینو باور کنن که خودشون بهتر از یکی هستن. به این خاطره که وقتی دربارهٔ یکی حرف بدی میزنن، احساس راحتیای میکنن که خودشون خوبن.
- میترسم شیوهی زندگیم رو عوض کنم. میترسم اگه عوضش کنم یه اتفاق غیرقابل پیشبینی بیفته. میدونم که خوب نیست اینطوری زندگی کنم، اما چارهای ندارم.
- درسته که چیزایی دارم که مردم عادی حتی تو خواب هم نمیتونن ببینن. اما به همون اندازه هم از دست دادم. به عنوان مثال خوشی رو.
تاتسوهیرو ساتو (Tatsuhiro Satō)
[ویرایش]- ساتو: مثل این سریالها بود نه؟ این درامها هم از یه منطق پیشرفت و احساسات زیاد و رسیدن پیروی میکنن. ولی زندگی هر روز ما یه ابر تیره پر از استرس هست.
- ساتو: از طرفی، مردن مگه چه اشکالی داره؟ به هر حال این اتفاق دیر یا زود میافته. حتی اگه به زندگی ادامه بدی تقلایی سراسر رنجآور میشه.
میساکی ناکاهارا (Misaki Nakahara)
[ویرایش]- میساکی: بعضی وقتها حس میکنم خیلی خوب میشد اگه خدایی میبود. اما اگه خدایی باشه هم حتماً خیلی شروره.
- میساکی: تنها چیزی که باید اتفاق بیفته اینه که یه معجزه مثل انجیل جلوی چشمام اتفاق بیفته تا من به خدا ایمان بیارم. و اگه ایمان بیارم، اونوقت میتونم تمام چیزای بد رو تقصیر خدا بندازم. و میتونم از این فکر راحت بشم که چیزی تقصیر من نبوده.
کائورو یامازاکی (Kaoru Yamazaki)
[ویرایش]- یامازاکی: احساس عشق فقط یک فرآیند شیمیاییه.
- یامازاکی: «ماها نباید خودمون رو با چیزای رومانتیکی مثل خودکشی درگیر کنیم. هر چقدرم که افسرده و درد کشیده باشی باید به زندگی روزانت برگردی. اگه برنگردی، تو پوچی میمیری. مرگهای دراماتیک واسه ماها ساخته نشدن.»
